راه دوســـتی به هدف برطرف سازی شک، شبه و افکار منفی از اذهان و ایجاد ارتباط سالم در میان جامعه و خانواده راه اندازی شده است و در راستای محبت و دوستی قدم بر می دارد....................
جـسـتـجـو درسـایت

افعال كمكي در زبان فارسی

به طور خلاصه ریشه فعل های کمکی را می توان گفت عبارت اند از: 1- داشتن 2- بودن 3- شدن 4- خواستن

توضیح دیگر در این زمینه از  دکتر شهبازی

الف ) افعال كمكي زمان ساز :

1 . بودن:

الف. در ماضی بعید فعل کمکی است: رفته بود

ب. در جملات اسنادی فعل ربطی: هوا سرد بود.

ج. در معنی وجود داشتن فعل اصلی است: معلم در کلاس بود. که در این صورت مضارع اخباری‌ اش می شود: « است/ هست/ می باشد » : معلم در کلاس است/هست/می باشد. و مضارع التزامی اش می شود: باشد/ بُوَد: شاید معلم در کلاس باشد / بُود.

2 . ام ، ای، است، ایم، اید، اند: 

الف. در ماضی نقلی فعل کمکی اند: رفته ام...

ب. اما در جملات اسنادی،فعل ربطی: هوا خوب است. که در این صورت از نظر زمان، مضارع اخباری هستند.

ج. اما در جملاتی که معنای « وجود داشتن» بدهند، فعل تام هستند: معلم در کلاس است.(مضارع اخباری«بودن»)

3. باشد ) :

الف.در ماضي التزامي فعل کمکی است: رفته باشد

ب. در جملات اسنادی، فعل ربطی است: شاید هوا سرد باشد.

ج. در معنای«وجود داشتن»، مضارع التزامی«بودن» است: شاید معلم در کلاس باشد. 

4 . داشتن ( دارد ) : 

الف.در ماضي و مضارع ملموس ، فعل كمكي است .

ب. اما به اين صورت يك فعل اصلي است : او كتاب دارد(مضارع اخباری) / او كتاب داشت.(ماضی ساده)

5 . خواستن : 

الف.در آينده فعل كمكي است : خواهم رفت ( خواهم رفتن )

ب. اما در جملات زير يا ماضي استمراري است يا مضارع اخباري از فعل تام « خواستن»

و جمله قابل تأويل است : می‌خواستم بروم/ می‌خواست بیفتد/ می خواهم بروم/ می‌خواهی[که] او را ببینی؟/

چند مثال از کتاب ادبیات فارسی پیش‌دانشگاهی : 

1 ) چو خواهي كه پيدا كني گفت و گوي ببايد زدن سنگ را بر سبوي

2 ) عشق را خواهي كه تا پايان بري بس كه بپسنديد بايد ناپسند

3 ) چو خواهي كه گويي نفس بر نفس نخواهي شنيدن مگر گفت كس

ب ) افعال كمكي مجهول ساز :

1 . شدن ( گشتن و گرديدن )

2 . آمدن در گذشته

چند نکته:

-«شدن» در افعال مرکب گذرا به مفعول به این صورت می آید: معلم درس را شروع کرد: درس شروع شد، «شروع شد» به جای «شروع کرده شد» آمده است.

- در جملات چهار جزئی مفعولی- متممی با فعل مرکب به این صورت: مدیر او را از مدرسهاخراج کرد: او از مدرسه اخراج شد. «اخراج شد» به جای «اخراج کرده شد».

- در جملات چهار جزئی مفعولی- مسندی به این صورت می آید: چراغ همه جا را روشن کرد : همه جا روشن شد. «شد» به جای «کرده شد».

- در جملات اسنادی، که می‌توان عاملی برای فعل فرض کرد، فعل مجهول معنایی است: اتاق روشن شد. که زیر ساخت این جمله در حالت معلوم، این جمله بوده است: لامپ اتاق را روشن کرد.( کرد، جانشین، کرده شد، است.)

- افعال ناگذر باید اول گذرا شوند و بعد مجهول شوند: پرید، اول می شود:پراند، و بعد پرانده شد. اما افعالی که با قاعده گذرا نمی‌شوند، از معادل های آنها استفاده می کنیم: افتاد(انداخت)، آمد(آورد) و ...

- داشتن و دانستن مجهول نمي شوند و « كردن » هم در معناي انجام دادن مجهول نمي شود .

- افعال دو وجهی در حالت ناگذر مجهول نمی شوند، اما معنای مجهولی دارند: شیشه شکست.

ج ) افعال كمكي وجه ساز ( Modal )

بايستن ، توانستن ، شدن ( يارستن و شايستن در گذشته )

1 ) اگر اين افعال به اين به كار روند فعل غير شخصيِ جملات استثنایی هستند :

فعل كمكي + مصدر يا مصدر مرخم

بايد رفت ، مي شود گفت ، مي توان گفت

مثال :

- شماريت با من ببايد گرفت

- ببايد زدن سنگ را بر سبوي

- بر آتش يكي را ببايد گذشت

- سياووش را كرد بايد درست بايد درست كرد .

- زشت بايد ديد و انگاريد خوب

- نشايد بريدن نينداخته

- ندانست خود جز بد آموختن

- نتوان وصف تو گفتن كه در فهم نگنجي

چند نكته در مورد افعال غير شخصي :

1 . در اين موارد فعل كمكي مي تواند شناسه بگيرد اما فعل اصلي نبايد شناسه داشته باشد : مي شود گفت .

2 . بايد ، نبايد ، نمي شود ، مي توان و نمي توان ، مضارع اخباري اند .

3 . بشود ، نشود ، بتوان ، نتوان ، مضارع التزامي اند .

4 . مي شد ، نمي شد ، مضارع استمراري اند .

5 . بايست ، نبايست و مي بايست با فعل ماضي كاربرد دارند .

6 . در اين حالت دو قسمت بر روي هم يك فعل حساب مي شوند .

7 . شايد در جملات نشايد گفت ، چنان كه بايد و شايد ، فعل غير شخصي است اما در جمله ي شايد بروم قيد است .

8 . بايد در معني لازم است ، فعل اصلي است : مرا كلاه بايد .

2 ) اگر اين افعال به اين صورت به كار روند ما با دو فعل سرو كار داريم و جمله قابل تأويل است: 

- بايد بروم .

- او مي تواند كه خود را متحول كند .

- گفت مي بايد تو را تا خانه ي قاضي برم .

- اگر توانيد آن قدم ببريد .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر