آقای گنجی در ﮔﺰارة دﻫﻢ گفته است: آﻳﺎ داﺳﺘﺎن ﻣﻮﺳﻲ و ﺧﻀﺮ داﺳﺘﺎﻧﻲ واﻗﻌﻲ اﺳﺖ ﻳﺎ داﺳﺘﺎﻧﻲ ﻧﻤﺎدﻳﻦ و اﺳﻄﻮره اﺳﺖ؟ ﺳﭙﺲ ﺑﺮ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪن ﭘﺴﺮك، ﺑﻪ دﺳﺖ ﺧﻀﺮ، اﻋﺘﺮاض ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ.
پاسخ آقای طباطبائی
پاسخ آقای طباطبائی
ﺑﺎﻳﺪ داﻧﺴﺖ ﻛﻪ در اﻳﻦ داﺳﺘﺎن – ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻓﺮض ﺷﻮد – ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻢ، آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎر ﺧﺪا را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ ﻫﻤﺎن ﻛﺎري ﻛﻪ ﻣﺤﺪود ﺑﻪ ﻇﻮاﻫﺮ اﻣﺮ ﻧﻴﺴﺖ و اﺳﺮار ﻧﺎﺧﻮاﻧﺪه اي را درﺑﺮدارد! خضر ﻧﻴﺎﻣﺪه ﺑﻮد ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻲ، اﺣﻜﺎم ﺷﺮﻳﻌﺖ . ﺑﻴﺎﻣﻮزد اﻳﻦ آﻣﻮزش، ﺷﻐﻞ ﺧﻮد ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻮد ﺧﻀﺮ آﻣﺪه ﺑﻮد.ﻛﻪ ﺷﻤﻪاي از ﻛﺎرﻫﺎي اﺳﺮارآﻣﻴﺰ ﺧﺪا را ﺑﺮاي ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬارد ﺗﺎ ﻣﺜﻼً اﮔﺮ ﻛﺴﻲ در ﻛﻮدﻛﻲ ﺟﺎن ﺳﭙﺮد، ﭘﻴﺮوان ﻣﻮﺳﻲ، ﻓﺮﻳﺎد و ﻓﻐﺎن ﺑﺮﻧﺪارﻧﺪ و ﺑﺮ ﺧﺪا اﻋﺘﺮاض ﻧﻜﻨﻨﺪ و ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ در ﭘﺲ ﻇﻮاﻫﺮ اﻣﻮر، ﺣﻜﻤﺖﻫﺎي ﻧﻬﺎن دارد وﮔﺮﻧﻪ، ﺣﻜﻢ «ﻗﺼﺎص ﭘﻴﺶ از ﺟﻨﺎﻳﺖ» در ﻫﻴﭻ ﺷﺮﻳﻌﺘﻲ ﻧﻴﺎﻣﺪه اﺳﺖ و وﻇﻴﻔﺔ آدﻣﻴﺎن از آن ﺑﻜﻠّﻲ ﺟﺪا اﺳﺖ (از ﻫﻤﻴﻦ رو ﻣﻮرد اﻋﺘﺮاض ﻣﻮﺳﻲ ﻫﻢ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺖ اﻣﺎ ﺧﻀﺮ ﭘﺎﺳﺦ داد: " ومافعلته عن امر ربی" "82 کهف" یعنی ﻣﻦ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﻪ ﻣﻴﻞ ام ﺧﻮد ﻧﻜﺮده و اراده ﺧﺪا در ﻛﺎر ﺑﻮده اﺳﺖ. در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺧﻀﺮ، کار ﻓﺮﺷﺘﻪ را ﻧﻤﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ اﻣﺮ ﺧﺪا ﺟﺎن آدﻣﻲ را ﻣﻲ گیرد و از ﻛﺠﺎ ﻛﻪ ﺧﻀﺮ، ﻓﺮﺷﺘﻪاي ﻧﺒﻮد وﻟﻲ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﺸﺮ ﺑﺮاي ﻣﻮﺳﻲ ﻣﺘﻤﺜّﻞ ﺷﺪ؟ : ﺳﺨﻨﺎن ﺧﻀﺮ، ارادة ﺧﺪا را در ﻛﺎرﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ داد و می گفت:" فاراد ربک" 82 کهف "ﺧﺪاي ﺗﻮ ﭼﻨﻴﻦ اراده ﻛﺮده اﺳﺖ" اﻳﻦ داﺳﺘﺎن ﻗﺮآﻧﻲ، ﭘﻴﺎمﻫﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد از ﺟﻤﻠﻪ آﻧﻜﻪ در آﺳﻴﺐ ﻃﻌﻨﻪ ﺑﺮ ﻛﺎﺋﻨﺎت ﻧﺰﻧﻴﻢ و از ﺧﺪا ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻧﻜﻨﻴﻢ و ﺑﺪاﻧﻴﻢ ﻛﺎرﻫﺎي ﺧﺪا اﺳﺮار وﺣﻜﻤﺖ ﻫﺎﻳﻲ دارد ﻛﻪ ﻣﻮﺳﺎي ﻛﻠﻴﻢﻫﻢ در ﺑﺮاﺑﺮ آﻧﻬﺎ، ﻧﺎدان اﺳﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ رﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ و آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر