آقای گنجی در گذاره ششم بر قر آن چنین اعتراض کرده است
"ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪن ﻗﻮم ﻳﻬﻮد، دﺳﺘﻮر داد ﻛﻪ ﭘﺪر و ﻣﺎدر و زن و ﺷﻮﻫﺮ و ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﻪ ﺟﺎن ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﻴﻔﺘﻨﺪ و ﺑﺎ ﻛﺎرد ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ را ﺑﻜﺸﻨد".
آقای طباطبائی بعد از نقل قول آن به ایشان چنین پاسخ داده است:
آقای طباطبائی بعد از نقل قول آن به ایشان چنین پاسخ داده است:
آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﺑﻲ ﻫﻴﭻ ﭘﺮوا اﻳﻦ اﻣﺮ را ﺑﻪ ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲ دﻫﺪ، در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﮔﺰارة ﻣﺰﺑﻮر ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ وي آورده، ﻫﺮﮔﺰ از ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ ﺑﺮﻧﻤﻲ آید! قرآن نشان می دهد که گروهی در ﻗﻮم ﺑﻨﻲ اﺳﺮاﺋﻴﻞ "ﭘﺲ از رؤﻳﺖ آﻧﻬﻤﻪ آﻳﺎت ﺑﻴﻨﺎت" در ﻏﻴﺎب ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﭘﺮﺳﺘﻲ ﻣﻮﺳﻲ افتادند. موسی ﻋﻠﻴﻪ اﻟﺴﻼم ﭘﺲ از ﺑﺎز ﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻗﻮﻣﺶ، دﺳﺘﻮر داد ﺗﺎ ﮔﻮﺳﺎﻟﺔ ﻃﻼﻳﻲ را در آﺗﺶ اﻓﻜﻨﺪﻧﺪ و ﺑﺮ آب درﻳﺎ رﻳﺨﺘﻨﺪ ﺳﭙﺲ اﻣﺮ ﻛﺮد ﺗﺎ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻮﺣﺪان ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ وﻟﻲ ﭘﺲ ازآن، ﻋﻔﻮ و ﺑﺨﺸﺎﻳﺶ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎل اﻳﺸﺎن ﮔﺸﺖ و از ﻗﺘﻞ ﻧﺠﺎت ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ ﻗﺮآن از (54 بقره)
قرآن از اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ در اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮا ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ؟ اﺑﺪاً ذﻛﺮي ﺑﻪ ﻣﻴﺎن ﻧﻴﺎورده اﺳﺖ و ﻣﻲ فرماید:" آﻧﮕﺎه ﻛﻪ ﻣﻮﺳﻲ را ﭼﻬﻞ ﺷﺐ وﻋﺪه دادﻳﻢ، ﭘﺲ ﺷﻤﺎ در ﻏﻴﺎب وي، آن ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ را ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﮔﺮﻓﺘﻴﺪ در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺳﺘﻤﮕﺮ ﺑﻮدﻳﺪ ﺳﭙﺲ ﺷﻤﺎ را ﻋﻔﻮ ﻛﺮدﻳﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰارﻳﺪ".
آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ اوﻻً از ﻋﻔﻮ ﺧﺪاوﻧﺪ در اﻳﻦ ﺣﺎدﺛﻪ، ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺳﺨﻨﻲ ﺑﻪ ﻣﻴﺎن ﻧﻤﻲآورد و ﺛﺎﻧﻴﺎً در وﺻﻒ ﻣﺎﺟﺮا، ﺑﻪ ﻣﺒﺎﻟﻐﺔ ﻏﺮﻳﺒﻲ اﻓﺘﺎده اﺳﺖ و ﻣﻲ نویسد: "ﺣﺘﻲ ﻛﻮدﻛﺎن، ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ارﺗﺪاد ﻻزم ﺑﻮد ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻮدك ﻧﺎﺑﺎﻟﻎ در ﻫﻴﭻ ﺷﺮﻳﻌﺘﻲ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم وﻇﺎﻳﻒ ﺷﺮﻋﻲ ﻣﻜﻠّﻒ ﻧﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﺎز ﺧﻮاﺳﺖ ﻳﺎﻛﻴﻔﺮ ﺷﻮد.
از ﻛﺠﺎي ﻗﺮآن ﺑﺮﻣﻲآﻳﺪ ﻛﻪ در آن ﺣﺎدﺛﻪ، ﺧﺪاوﻧﺪ دﺳﺘﻮر ﻓﺮﻣﻮد ﺗﺎ ﻛﻮدﻛﺎن را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﺎﻧﻨﺪ؟ آﻳﺎ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻧﺎروا، ﺗﻬﻤﺖ ﺑﻪ ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ ﺷﻤﺮده ﻧﻤﻲ شود؟
آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻣﻘﺎﻻت ﺧﻮد، ﺑﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ اﻟﻤﻴﺰان اﺳﺘﻨﺎد ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ، اﻣﺎ در اﻳﻦ ﻣﻮرد از آوردن ﻗﻮل ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻴﺰان، ﺧﻮدداري ﻣﻲ :ﻓﺮ ﻣﺎﻳﺪ در اﻟﻤﻴﺰان ج 1 ص 192 ﭘﺲ از ﺑﺤﺚ در اﻳﻦ ﺑﺎره ﻣﻲ نویسد : "از اﻳﻨﺠﺎ آﺷﻜﺎر ﻣﻲﮔﺮدد ﻛﻪ اﻳﻦ ﻓﺮﻣﺎن ( ﻓَﺎﻗﺘُﻠُﻮا أﻧْﻔُﺴﻜﻢ) اﻣﺮي آزﻣﺎﻳﺸﻲ ﺑﻮده اﺳﺖ ﻧﻈﻴﺮ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ در ﻣﺎﺟﺮاي رؤﻳﺎي اﺑﺮاﻫﻴﻢ و ذﺑﺢ اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ رخ داد".
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ در اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺗﻮرات ﻣﻮﺟﻮد ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ درﺣﺎﻟﻴﻜﻪ اوﻻً ﺗﻮرات ﻧﻴﺰ دﻻﻟﺖ دارد ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻤﺔ ﺑﻨﻲ ﻻوي، ﺑﺨﺸﻴﺪه ﺷﺪﻧﺪ و از ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪن رﻫﺎﻳﻲیافتند (ﺳﻔﺮ ﺧﺮوج، ﺑﺎب 26، ﺑﻨﺪ 32 ) ﺛﺎﻧﻴﺎً در اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮا ﺑﻪ رواﻳﺖ ﺗﻮرات ﻧﺘﻮان از ﻫﺮ ﺟﻬﺖ اﻋﺘﻤﺎد ﻧﻤﻮد زﻳﺮا ﮔﺰارش ﺗﻮرات دﺳﺘﺨﻮش ﺗﺤﺮﻳﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﻣﺜﻼً در ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎدﺛﻪ، ﺗﻮرات ادﻋﺎ دارد ﻛﻪﺳﺎزﻧﺪه ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﻃﻼﻳﻲ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪا، ﻫﺎرون بود ( ﺳﻔﺮ ﺧﺮوج، ﺑﺎب 5ﺗﺎ 2، ﺑﻨﺪ 32 اﻣﺎ ﻗﺮآن از ﻣﺒﺎرزه هارون با این انحراف سخن می گوید (طه 90) و ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮔﻮﺳﺎله را به سامری نسبت می دهد (96: ﻃﻪ) ﭘﺲ، رواﻳﺎت اﺳﺮاﺋﻴﻠﻲ را ﻛﻪ در ﻛﺘﺐ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن آﻣﺪه (وآﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﺑﺰرﮔﺎن دﻳﻦﺑﺴﺘﻪ اند) ﻧﻴﺰ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻣﻮﺛّﻖ ﺷﻤﺮد و ﺑﺎ وﺟﻮد ﻣﺘﻦ ﻗﺮآﻧﻲ، ﺑﺪان ﻫﺎ اﺳﺘﺪﻻل ﻛﺮد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر