راه دوســـتی به هدف برطرف سازی شک، شبه و افکار منفی از اذهان و ایجاد ارتباط سالم در میان جامعه و خانواده راه اندازی شده است و در راستای محبت و دوستی قدم بر می دارد....................
جـسـتـجـو درسـایت

38 هود: جریان دختر دهی لوط به بدکاران

 آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ داﺳﺘﺎن ﻗﻮم ﻟﻮط را در ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ ﻣﻄﺮح ﻣﻲﻛﻨﺪ و از اﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ داﺳﺘﺎن ﻣﺰﺑﻮر اﻳﺮاد ﻣﻲﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﺣﻀﺮت ﻟﻮط ﻧﺒﻲ به اوﺑﺎش ﻗﻮم ﺧﻮد ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ با ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺑﺪﻛﺎري ﭘﺮدازﻧﺪ، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ دﺧﺘﺮاﻧﻢ را در اﺧﺘﻴﺎر ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﮔﺬارم و دﺳﺖ از ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﺎﻧﻢ ﺑﺮدارﻳﺪ

"ﻟﻮط ﺑﻪ ﺑﺪﻛﺎران ﮔﻔﺖ: اﻳﻨﺎن دﺧﺘﺮان ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺮاي ﺷﻤﺎ ﭘﺎﻛﻴﺰه ﺗﺮﻧﺪ ﭘﺲ از ﺧﺪا ﺑﺘﺮﺳﻴﺪ و ﻣﺮا در ﺣﻖّ ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﺎﻧﻢ ﺧﻮار ﻧﻜﻨﻴﺪ، آﻳﺎ در ﻣﻴﺎن ﺷﻤﺎ ﻳﻚ ﻣﺮد ﻓﻬﻤﻴﺪه ﻧﻴﺴﺖ؟" 38 هود

آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﻣﻲ ﭘﺮﺳﺪ: آﻳﺎ دﺧﺘﺮان ( زﻧﺎن ﺷﻮﻫﺮدار) ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﺘﺠﺎوزان ﻟﻮاط ﻛﺎر ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻛﺮدن ﺗﺎ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻋﻤﻞ زﻧﺎي ﻣﺤﺼﻨﻪ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ، اﺧﻼﻗﺎً ﻣﺠﺎز اﺳﺖ؟

ﭘﺎﺳﺦ از طرف آقای طباطبائی آن اﺳﺖ ﻛﻪ اوﻻً دﺧﺘﺮان ﻣﺰﺑﻮر در ﺧﺎﻧﺔ ﭘﺪري ﻣﻲزﻳﺴﺘﻨﺪ و ﺷﻮﻫﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و از اﻳﻨﺮو ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ در ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ ﻧﻴﺎﻣﺪه ﻛﻪ ﺷﻮﻫﺮان آﻧﻬﺎ در ﻣﻘﺎم دﻓﺎع از ﻫﻤﺴﺮان ﺧﻮد ﺑﺮآﻣﺪﻧﺪ و اﺳﺎﺳﺎً ذﻛﺮي از ﻫﻤﺴﺮان دﺧﺘﺮﻫﺎ در ﻣﻴﺎن ﻧﻴﺴﺖ.

ﺛﺎﻧﻴﺎً از واژة أﻃﻬﺮُ ﻟﻜﻢ ﻣﻌﻠﻮم ﻣﻲ ﺷﻮد آﻧﻬﺎ را ﻟﻮط، ﻛﻪ ﻋﺪدﺷﺎن دﻗﻴﻘﺎً ﻣﻌﻠﻮم ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻛﺎر ﭘﺎﻛﻴﺰه و ﻃﺎﻫﺮي ﻓﺮا ﻣﻲﺧﻮاﻧﺪه ﻧﻪ آﻧﻜﻪ ﺑﺪاﻧﺎن ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد زﻧﺎي ﻣﺤﺼﻨﻪ ﻧﻤﺎﻳﺪ

ﺛﺎﻟﺜﺎً ﺣﻀﺮت ﻟﻮط می ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﺮد ﻓﻬﻤﻴﺪه ای در ﻣﻴﺎﻧﺸﺎن ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﺷﻮد و ﻣﺸﻜﻞ را ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻣﺬاﻛﺮه ﺑﺎ دﻳﮕﺮان، از راه ازدواج ﺳﻬﻞ و آﺳﺎن ﺑﺎ دﺧﺘﺮان ﺣﻞ کند

راﺑﻌﺎً ﮔﻴﺮم ﻛﻪ ﻣﻘﺼﻮد ﻟﻮط آن ﺑﻮد ﻛﻪ دﺧﺘﺮاﻧﻢ در اﺧﺘﻴﺎر ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ! وﻟﻲ اﻳﻦ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد در ﺷﺮاﻳﻂ اﺿﻄﺮاري ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ ﻧﻪ در اﺣﻮال ﻋﺎدي! اﮔﺮ ﻣﺜﻼً ﻧﻈﺎﻣﻴﺎن دﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﺔ ﻣﺮدي ﻳﻮرش آورﻧﺪ و ﺑﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﭘﺴﺮان وي ﺑﻪ ﺑﺪﻛﺎري ﭘﺮدازﻧﺪ و آن ﻣﺮد ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ دﺧﺘﺮاﻧﻢ در اﺧﺘﻴﺎر ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، دﺳﺖ از ﭘﺴﺮان ﺑﺮدارﻳﺪ! ﻣﻌﻠﻮم اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد اﻣﺮي اﺿﻄﺮاري اﺳﺖ و ارﺗﺒﺎط ﺟﻨﺴﻲ ﺑﺎ دﺧﺘﺮان، - وﻟﻲ- ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻋﻤﻠﻲ ﻏﻴﺮ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻧﻤﻲ آید اﻣﺎ ﻓﺴﺎد ﺑﺎ ﭘﺴﺮان، ﻛﺎري ﺑﺮﺧﻼف ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺷﻤﺮده ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﻧﻴﺰ ﺑﺪان ﻧﻤﻲ ﭘﺮدازﻧﺪ و ﮔﺮگ و روﺑﺎه و ﭘﻠﻨﮓ و ﺷﺘﺮ و ﺧﺮ و ﺧﺮوس و ﻛﻼغ ﻫﻢ از آن دوري ﻣﻲ ﺟﻮﻳﻨﺪ ﭘﺲ در اﻳﻨﺠﺎ ﻗﺎﻋﺪة ﻋﻘﻠﻲ دﻓﻊ اﻓﺴﺪ ﺑﻪ ﻓﺎﺳﺪ رﻋﺎﻳﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺣﻀﺮت ﻟﻮط از از اﻳﻨﻬﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ،حضرت لوط اﻳﻦ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد را ﺑﻨﺎ ﺑﺮ وﺣﻲ ﺧﺪاوﻧﺪ در ﻣﻴﺎن ﻧﻴﺎورد ﺑﻠﻜﻪ در آن ﺷﺮاﺋﻂ اﺿﻄﺮاري ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺧﻮدش رﺳﻴﺪ و ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ از وﺣﻲ ﭘﺮوردﮔﺎر در اﻳﻦ ﻣﻮرد ﺳﺨﻦ ﻧﻤﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻲ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﻬﻤﺎﻧﺎن ﻟﻮط ﮔﻔﺘﻨﺪ: "اي ﻟﻮط ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎدﮔﺎن ﺧﺪاي ﺗﻮﻫﺴﺘﻴﻢ و آﻧﻬﺎ آﺳﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ رﺳﺎﻧﺪ و ﺗﻮ و دﺧﺘﺮاﻧﺖ ﻧﺠﺎت ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ و آﻧﺎن ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎن ﺑﻪ ﻫﻼﻛﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ رﺳﻴﺪ. آﻳﺎ ﻫﻨﮕﺎم ﺳﭙﻴﺪه دم ﻧﺰدﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ؟ 

ﻣﻦ در ﺷﮕﻔﺘﻢ آﻗﺎي ﮔﻨﺠﻲ ﭼﺮا ﺗﺎ اﻳﻦ اﻧﺪازه،ﺑﻪ ﻗﺮآن ﺳﻄﺤﻲ و ﻏﻴﺮ ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ ﻣﻲ ﻧﮕﺮد؟ آﻳﺎ اﻧﮕﻴﺰة اﻳﻦ روش، ﻧﻮﻋﻲ ﻟﺠﺎﺟﺖ وﻛﻴﻨﻪ ورزي در ﺑﺮاﺑﺮ ﻗﺮآن ﻣﺠﻴﺪ ﻧﻴﺴﺖ؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر