راه دوســـتی به هدف برطرف سازی شک، شبه و افکار منفی از اذهان و ایجاد ارتباط سالم در میان جامعه و خانواده راه اندازی شده است و در راستای محبت و دوستی قدم بر می دارد....................
جـسـتـجـو درسـایت

محمدبن طلحه شافعي‌ و کتب مطالب السئول

این شخص فقط نزد تشیع از اهمیتی زیادی برخوردار است چون در کتاب مطالب السؤل که منسوب به او است به منصوص بودن امامت و تعداد آنها اشاره شده است. کتاب او به اسم  مطالب السؤل  نزد اهل سنت اعتباری ندارد و خود او یک انسان گمراه و روانی بوده که با رمالی و گمراهی در همان حالت روانی در حلب از دنیا رفته است.
در مورد كمال الدين محمد بن طلحة الشافعي در (الوافي بالوفيات3/146) آمده است: شیخ شمس الدین در ترمجمه اش گفته استابن طلحه در هذیان وگمراهی داخل شد و کار دائره حروف را انجام می داد. ادعا می کرد که از آن دائره علم غیب و علم قیامت بیرون می شود.
ذهبی هم در سیر اعلام همین حرف را می زند و به قاطی داشتن ابن طلحه اشاره می کند و در ترجمه اش در تاریخ اسلام هم می گوید: در هذیان و گمراهی قرار گرفت وکار دائره را انجام می داد و ادعای می کرد که از آن دائره علم غیب و علم قیامت بیرون می شود. از خداوند برای او سلامتی در دین استدعا دارم و شاید اگر خوست خدا باشد از این کردارش رجوع کند.
برای تحقیق و توضیح بیشتر با متن عربی در ادامه مطلب بروید...

[ ص: 293 ] ابن طلحة 

العلامة الأوحد كمال الدين أبو سالم محمد بن طلحة بن محمد بن حسن القرشي العدوي النصيبي الشافعي . 

ولد سنة اثنتين وثمانين وخمسمائة وبرع في المذهب وأصوله ، وشارك في فنون ، ولكنه دخل في هذيان علم الحروف ، وتزهد . وقد ترسل عن الملوك ، وولي وزارة دمشق يومين وتركها ، وكان ذا جلالة وحشمة . 

[ ص: 294 ] حدث عن المؤيد الطوسي ، وزينب الشعرية . 

روى عنه الدمياطي ، ومجد الدين بن العديم ، وشهاب الدين الكفري ، والجمال بن الجوخي ، وآخرون . 

قال التاج بن عساكر : وفي سنة 648 خرج ابن طلحة عن جميع ما له من موجود ومماليك ودواب وملبوس ، ولبس ثوبا قطنيا وتخفيفة ، وكان يسكن بالأمينية فخرج منها واختفى ، وسببه أن الناصر كتب تقليده بالوزارة ، فكتب هو إلى السلطان يعتذر .
قلت : توفي بحلب في رجب سنة اثنتين وخمسين وستمائة . سير أعلام النبلاء » الطبقة الخامسة والثلاثون » ابن طلحة
وقال في ترحمته في تاريخ الإسلام:
قلت : وقد دخل في شيءٍ من الهَذَيَان والضّلال ، وعمل دائرةً وادّعى أنّه يستخرج منْها علِْم الغيب وعلْم السّاعة ، نسأل الله السّلامة في الدّين. ولعلّه إن شاء الله رجع عن ذلك

قال الشيخ شمس الدين في ترجمته « وسمع بنيسابور من المؤيد الطوسي.. ودخل في شيء من الهذيان والضلال وعمل دايرة للحروف وادعى أنه استخرج علم الغيب وعلم الساعة توفي بحلب سنة اثنتين وخمسين وست ماية وقد جاوز السبعين» (الوافي بالوفيات3/146).


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر