نتیجه این مطلب: تمامی روایت های که از آن ها به عنوان حسادت عایشه نسبت به خدیجه استدلال شده است، روایت های هستند که خود عایشه در مورد برتری ها و ستایش خدیجه ذکر کرده است و محدثین هم به ویژه بخاری و مسلم از آن روایت ها در مورد برتری های خدیجه استدلال نموده اند.
توضیح و متون عربی در ادامه......
میتوان گفت که عایشه تنها کسی است، در مورد فضیلت و برتری حضرت خدیجه رضی الله عنها و اینکه او را رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم چقدر دوست داشت، با توضیح روایت می کند. جون ایشان از پیامبر صلی الله و علیه و اله وسلم در مورد فضیلت خدیجه رضی الله عنها روایت های زیادی نقل کرده است که هریک از فضیلت حضرت خدیجه، از محبت رسول الله نسبت به او و از زنده بودن خاطره او در ذهن رسول الله بعد از جندین سال و... ، بیان می کند که همچنین ستایش، از یک هوو خیلی بعید است و کتاب های حدیث هم از روایت های ایشان بر فضیلت خدیجه رضی الله و عنها استدلال نموده اند. این صداقت عایشه رضی الله عنها را نشان می دهد و بیانگر این است که رسول الله صلی الله علیه و سلم در رسالت خود موفق بودند که از یک هوو، شخصی بسازند که بعد از سال ها از برتری هووی خودش و اینکه شوهرش او را جقدر دوست داشته است، برای مردم تعریف کند. چون غرور زنها اجازه نمی دهد که از محبت شوهرشان نسبت به کس دیگر صحبت کنند و از هووی خود تعریف نمایند.
عایشه رضی رضی الله عنها در برتری خدیجه رضی الله و عنها نه تنها روایت های متعددی را ذکر می کند بلکه در بعضی با بیان غیرتی شدن خود و ناراحت شدن رسول الله صلی الله و علیه و آله وسلم و با بیان توبه و معذرت خواهیش از پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم، آن برتری را چشم گیر جلوه میدهد و بر ستایش خدیجه می افزاید.
روایت های که در بخاری و مسلم از حضرت عایشه، در مدح حضرت خدیجه آمده است قرار ذیل اند:
نسبت به هیچ زن پیامبر صلی الله و علیه وسلم غیرتی نمی شدم آن قدر نسبت به خدیجه می شدم.قبل از اینکه پیامبر با من ازدواج کند او مرده بود! چون از رسول الله می شنیدم که او را یاد می کرد و خدا به او دستور داده بود که او را به خانه ای از زبرجد آبدار و مرصع به یاقوت ساخته شده است مژده بدهد. و اگر گوسفندی می کشت، از آن در بین دوستان خدیجه در حدیکه به آنها دست رسی داشته باشد هدیه می کرد.(۱)
نسبت به هیچ زنی غیرتی نمی شدم که آن قدر نسبت به خدیجه غبرتی می شدم. از خاطر اینکه رسول الله صلی الله و علیه و سلم او را زیاد یاد می کرد. عایشه رضی الله عنها می گوید: سه سال بعد از خدیجه بامن از دواج کرد و پروردگار متعالش یا جبریل به او دستور داده بود که او را به خانه ای در بهشت که از زبرجد آبدار و مرصع به یاقوت ساخته شده است مژده بدهد.(۲)
نسبت به هیچ زن پیامبر صلی الله و علیه وسلم غیرتی نمی شدم آن قدر نسبت به خدیجه می شدم. در حالیکه من او را ندیده ام و لیکن رسول الله صلی الله و علیه و سلم خیلی یاد او را می کرد. گاهی گوسفندی می کشت سپس اندام آن را قطع می کرد و به دوستان خدیجه می فرستاد گاهی که به ایشان می گفتم: مثل اینکه در دنیا زنی جز خدیجه وجود ندارد؟! می گفت: او اینطور و آنطور بود و من از او فرزند داشتم. (۳)
رسول الله صلی الله و علیه و سلم خدیجه دختر خویلد را به خانه ای در بهشت مژده دادند.(۴)
نسبت به هیچ زن پیامبر صلی الله و علیه وسلم غیرتی نمی شدم آن قدر نسبت به خدیجه غیرتی می شدم در حالیکه من او را ندیده ام! عایشه گفت: رسول الله صلی الله و علیه و سلم وقتی گوسفندی می کشت، می گفت: از آن به دوستان خدیجه بفرستید! عایشه گفت: روزی ایشان را ناراحت کردم و گفتم: خدیجه؟! رسول الله صلی الله و علیه و سلم گفت: محبت او نصیب من شده است. (۵)
نسبت به هیچ زن پیامبر صلی الله و علیه وسلم غیرتی نمی شدم آن قدر نسبت به خدیجه غیرتی می شدم چون او را خیلی یاد می کرد و من او هرگز ندیده ام.(۶)
پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم تا دم وفات خدیجه بر بالای او زن دیگر نگرفتند.(۷)
همه این مطالب را عایشه رضی الله و عنها در مورد برتری های خدیجه رضی الله و عنها ذکر کرده است و راوی آن عروه می باشد که بخاری و مسلم از آن روایت ها برای برتری های خدیجه رضی الله و عنها استدلال نموده اند.
در بخاری و مسلم در بحث برتری های خدیجه و همچنین در سنن کبری بیهقی، کتاب السنه ابن ابی عاصم و معرفة صحابه ابی نعیم از عروه روایت دیگری است که عایشه رضی الله و عنها گفته است: "هاله دختر خویلد یعنی خواهر خدیجه اجازه ورود خواست و پیامبر به یاد اجازه خواستن خدیجه افتاد و از آن جهت شاد و هیجانی شده گفت: خدایا هاله دختر خویلد! من غیرتی شدم . گفتم: پیر زنی بی دندان از پیر زنهای قریش را، چقدر یاد می کنی؟! زمان زیادی می شود که مرده است و خداوند بهتر از او را در عوضش داده است! (۸)
این جریان یعنی آمدن هاله و ... از طریق علی بن مسهر روایت شده است که هشام از پدرش نقل قول می کند و چنین نشان می دهد که در این جریان در مقابل حرف عایشه پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم نه تنها عکس العملی نشان نداده اند بلکه ناراحت هم نشده اند.
در صحیح ابن حبان، مسند اسحاق بن راهویه و مستدرک علی صحیحین از موسی بن طلحه روایت است که عایشه رضی الله عنها گفته است:" رسول الله صلی الله و علیه و سلم خدیجه رضی الله و عنها را زیاد یاد می کردند که گفتم: خداوند به جای پیر زنی بی دندان از پیر زنهای قریش برایت جایگزین داده است! چهره رسول الله صلی الله وعلیه و سلم طوری دگرگون شد که فقط موقع نزول وحی و نیز هنگامیکه باران زا را می دید تا بداند که رحمت است یا عذاب، از او این حالت را می دیدم.(۹)
این جریان از طریق موسی بن طلحه روایت شده است که نشان می دهد، در اینجا آن حضرت در مقابل حرف عایشه ناراحت می شود و اما چیزی نمی گوید.
در طبرانی به روایت هشام از پدرش که از طریق مبارک بن فضاله نقل شده است، از عایشه رضی الله وعنها روایت است: رسول الله صلی الله و علیه و سلم خدیجه را زیاد یاد می کرد که گفتم هرچه بیشتر می گذرد بیشتر خدیجه را یاد می کنی! خداوند در عوض خدیجه پیر زنی بی دندان که در زمانی مرده است جایگزین داده است. رسول الله صلی الله و علیه و سلم طوری ناراحت شد که هرگز او را آنطور ناراحت ندیده بودم و گفت: خداوند از من به او رزقی داده است که به هیچ کدام شما نداده است . گفتم: ای رسول خدا از من بگذر خدا از تو بگذرد! قسم به خدا بعد از امروز از من دیگر نمی شنوی که خدیجه را به چیزی یاد کنم.(۱۰)
در این روایت چنین مشخص می شود که رسول الله صلی الله و علیه و اله وسلم از حرف عایشه رضی الله و عنها ناراحت می شوند و عایشه هم از ایشان معذرت خواهی نموده و تعهد می دهد که دوباره در مورد خدیجه چیزی نگوید.
در طبرانی از ابی نجیح است روایت است که از عایشه رضی الله و عنها روایت می کند که گفته است: "زنی نزد رسول الله صل الله و علیه و سلم وارد شده بود که رسول الله صلی الله وعلیه و سلم غذای آوردند و از آن داشتند می خورد و جلو آن زن می نهاد. گفتم: ای رسول خدا دستانت را روغنی نکن! رسول الله صلی الله وعلیه فرمود: این زن در زمان خدیجه پیش ما می آمد. خوش عهدی و حفظ عهد از ایمان است. وقتی خدیجه را یاد کرد، همان غیرت که زن ها را می گیرد من را هم گرفت و گفتم: ای رسول خدا خدا در عوض کهن سال نو جوان برایت داده است! رسول الله صلی الله وعلیهناراحت شد و سپس گفت: تقصیر من چیست خداوند از من به او فرزند داد و به تو نداد؟! گفتم: قسم به ذاتیکه ترا به حق فرستاده است، بعد از این جز از او جز به خوبی یاد نمی کنم.(۱۱).
در این روایت می بینیم عایشه رضی الله و عنها با وجود اینکه غیرتی شده است، حرف بدی نزده است و رسول الله صلی الله و علیه و سلم از بسکه خدیجه را دوست داشتند ناراحت شده اند و بعد عذر پیش نموده اند. اما در مقابل عایشه برای حفظ خاطر رسول الله، تعهد می دهد که از این به بعد خدیجه را به خوبی یاد کند.
روایتی دیگری از طبرانی است که عایشه رضی الله و عنها گفته است: "رسول الله صلی الله و علیه و سلم وقتی خدیجه را به خاطر می آورد هرگز از ستایش بر او و از استغفار برای او خسته نمی شد. روزی او را یاد کرد و غیرت مرا وادار کرد که بگویم: خدا به جای بزرگ سال برایت عوض داده است! عایشه می گوید: دیدم رسول الله صلی الله و علیه و سلم طوری ناراحت شدند که در پوست من تاثیر کرد و در دلم گفتم: ای پروردگارا اگر تو از من ناراحتی رسول الله را برطرف سازی، تا وقتی هستم او را به بدی یاد نخواهم کرد. وقتی رسول الله صلی الله و علیه و سلم آنچه را که من دچارش شدم دید، گفت: چطور این حرف را زدی؟ قسم به خدا وقتی مردم منکر من شدند، او به من ایمان آورد. وقتی مردم مرا تکذیب کردند، او مرا تصدیق کرد. او از من بچه دارشد حالا که تو از من بچه دار نشدی. تا یک ما روز و شب آن را برای من تکرار می کرد(1۲)
در این روایت هم می بینیم با وجود اینکه حضرت عایشه چیزی خاصی نگفته است رسول الله صلی ناراحت می شوند و عایشه هم اینکه سبب ناراحتی رسول الله شده است درجا توبه می کند و پیامبر صلی الله و علیه و اله وسلم هم فورا به عایشه رضی الله و عنها توجه نموده و دلیل زیاد یاد کردن خدیجه را باز گو نموده و تا یک ماه آن حرف را تکرار می کند.
روایت شعبی که در آن آمده است رسول الله طوری ناراحت شدکه موی پیشانی اش تکان خورد، از طریق مجالد روایت شده است که ضعیف و غیر قابل استدلال است.(۱۳)
برخی از اهل تشیع از این روایت ها بر حسود بودن عایشه رضی الله و عنها استدلال نموده و حرف های عایشه را توهین آمیز جلوه داده اند و نیز بخاری و مسلم را به خیانت در روایت حدیث متهم نموده و ادعا نموده اند که بخاری و مسلم ناراحتی پیامبر صلی الله و علیه وسلم را بازگو نکرده و چنین جلوه داده اند که عایشه برتر از خدیجه است. آنها از ناراحتی رسول الله صلی الله و علیه و اله وسلم که در روایت های دیگر آمده است، عایشه رضی الله و عنها را زیر سول برده اند.
در جواب آنها باید گفت:
۱- "حسد" كه در فارسی از آن تعبیر به "رشك" می كنند، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد اما همه این روایت ها را کسی دیگر نقل نکرده است که جای شبهه وارد کردن داشته باشد، بلکه خود عایشه رضی الله وعنها این همه روایت ها را در ستایش هوویش بعد از سال ها به مردم بازگو می کند.
۲- جریان آمدن هاله و ... روایتی است که آن را با این الفاظ علی بن مسهر از هشام و هشام از پدرش عروه نقل قول کرده است و علاوه بر بخاری و مسلم؛ بیهقی، ابی نعیم، ابن ابی عاصم نیز عین همین روایت را نقل کرده اند و لازم به ذکر است که بخاری و مسلم از آن بر برتری های خدیجه استدلال نموده اند.
۳- روایت های که بیان می کند، در مقابل حرف عایشه رضی الله و عنها پیامبر صلی الله و علیه و سلم ناراحت شده است؛ کسانی دیگر آن را روایت کرده اند و حتی حاکی از جریان دیگر است.
۴- عایشه رضی الله و عنها در اوج غیرت، این جمله را به زبان آورده است: "مَا تَذْكُرُ مِنْ عَجُوزٍ مِنْ عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ هَلَكَتْ فِي الدَّهْرِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ خَيْرًا مِنْهَا"با وجود اینکه غیرت در زنها نادیده گرفته شده است و خداوند آنها را معاف کرده است، اما هیج یک از این کلمات به کار رفته در حرف عایشه ناسزا نیست! "عجوز" به معنی پیر زن، هلکت بمعنی مرد که در قرآن برای عیسی و مریم علیه السلام هم به کار رفته است: "إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ" و "حمراء الشدقین" که اصطلاح است و معادل فارسی آن "بی دندان" می شود. نووی و بیشتر علماء این را تایید کرده اند.
۵- رسول الله صلی الله و علیه و اله وسلم که در بعضی مواقع خشمگین و ناراحت شده است، عایشه رضی الله عنها فوراً معذرت خواهی کرده است و جای سوالی باقی نمی ماند.
نتیجه: تمامی روایت های که از آن ها به عنوان حسادت عایشه نسبت به خدیجه استدلال شده است، روایت های هستند که خود عایشه در مورد برتری ها و ستایش خدیجه ذکر کرده است و محدثین هم به ویژه بخاری و مسلم از آن روایت ها در مورد برتری های خدیجه استدلال نموده اند.
۱- 3605 حدثنا سعيد بن عفير حدثنا الليث قال كتب إلي هشام عن أبيه عن عائشة رضي الله عنها قالت ما غرت على امرأة للنبي صلى الله عليه وسلم ما غرت على خديجة هلكت قبل أن يتزوجني لما كنت أسمعه يذكرها وأمره الله أن يبشرها ببيت من قصب وإن كان [ ص: 1389 ] ليذبح الشاة فيهدي في خلائلها منها ما يسعهن صحيح البخاري » كتاب مناقب الأنصار » باب تزويج النبي صلى الله عليه وسلم خديجة وفضلها رضي الله عنها
2435 حدثنا أبو كريب محمد بن العلاء حدثنا أبو أسامة حدثنا هشام عن أبيه عن عائشة قالت ما غرت على امرأة ما غرت على خديجة ولقد هلكت قبل أن يتزوجني بثلاث سنين لما كنت أسمعه يذكرها ولقد أمره ربه عز وجل أن يبشرها ببيت من قصب في الجنة وإن كان ليذبح الشاة ثم يهديها إلى خلائلها. صحيح مسلم » كتاب فضائل الصحابة » باب فضائل خديجة أم المؤمنين رضي الله تعالى عنها
۲- حدثنا قتيبة بن سعيد حدثنا حميد بن عبد الرحمن عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة رضي الله عنها قالت ما غرت على امرأة ما غرت على خديجة من كثرة ذكر رسول الله صلى الله عليه وسلم إياها قالت وتزوجني بعدها بثلاث سنين وأمره ربه عز وجل أو جبريل عليه السلام أن يبشرها ببيت في الجنة من قصب. صحيح البخاري » كتاب مناقب الأنصار » باب تزويج النبي صلى الله عليه وسلم خديجة وفضلها رضي الله عنها
۳- 3607 حدثني عمر بن محمد بن حسن حدثنا أبي حدثنا حفص عن هشام عن أبيه عن عائشةرضي الله عنها قالت ما غرت على أحد من نساء النبي صلى الله عليه وسلم ما غرت على خديجةوما رأيتها ولكن كان النبي صلى الله عليه وسلم يكثر ذكرها وربما ذبح الشاة ثم يقطعها أعضاء ثم يبعثها في صدائق خديجة فربما قلت له كأنه لم يكن في الدنيا امرأة إلا خديجة فيقول إنها كانت وكانت وكان لي منها ولد صحيح البخاري » كتاب مناقب الأنصار » باب تزويج النبي صلى الله عليه وسلم خديجة وفضلها رضي الله عنها
۴- 2434 حدثنا عثمان بن أبي شيبة حدثنا عبدة عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة قالت بشر رسول الله صلى الله عليه وسلم خديجة بنت خويلد ببيت في الجنة صحيح مسلم » كتاب فضائل الصحابة » باب فضائل خديجة أم المؤمنين رضي الله تعالى عنها
۵- 2435 حدثنا سهل بن عثمان حدثنا حفص بن غياث عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة قالتما غرت على نساء النبي صلى الله عليه وسلم إلا على خديجة وإني لم أدركها قالت وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا ذبح الشاة فيقول أرسلوا بها إلى أصدقاء خديجة قالت فأغضبته يوما فقلت خديجة فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم إني قد رزقت حبها حدثنا زهير بن حرب وأبو كريب جميعا عن أبي معاوية حدثنا هشام بهذا الإسناد نحو حديث أبي أسامة إلى قصة الشاة ولم يذكر الزيادة بعدها صحيح مسلم » كتاب فضائل الصحابة » باب فضائل خديجة أم المؤمنين رضي الله تعالى عنها
۶- 2435 حدثنا عبد بن حميد أخبرنا عبد الرزاق أخبرنا معمر عن الزهري عن عروة عن عائشة قالتما غرت للنبي صلى الله عليه وسلم على امرأة من نسائه ما غرت على خديجة لكثرة ذكره إياها وما رأيتها قط . صحيح مسلم » كتاب فضائل الصحابة » باب فضائل خديجة أم المؤمنين رضي الله تعالى عنها
۷- 2436 حَدَّثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنْ الزُّهْرِيِّ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْلَمْ يَتَزَوَّجْ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى خَدِيجَةَ حَتَّى مَاتَتْ
۸- رقم الحديث: 3562 (حديث مرفوع) وَقَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ خَلِيلٍ ، أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ ، عَنْ هِشَامٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا ، قَالَتْ : " اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أُخْتُ خَدِيجَةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِيجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ ، فَقَالَ : " اللَّهُمَّ هَالَةَ " ، قَالَتْ : فَغِرْتُ ، فَقُلْتُ : مَا تَذْكُرُ مِنْ عَجُوزٍ مِنْ عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ هَلَكَتْ فِي الدَّهْرِ قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ خَيْرًا مِنْهَا" .صحيح البخاري » كِتَاب الْمَنَاقِبِ » بَاب تَزْوِيجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ مع خدیجة و فضلها
صحيح مسلم » كتاب فضائل الصحابة » باب فضائل خديجة
السنن الكبرى للبيهقي » كِتَابُ الْوَصَايَا » جِمَاعُ أَبْوَابِ إِتْيَانِ الْمَرْأَةِ » بَابُ الْحَكَمَيْنِ فِي الشِّقَاقِ بَيْنَ الزَّوْجَيْنِ ...
معرفة الصحابة لأبي نعيم » حَرْفُ الأَلِفِ » مَنِ اسْمُهُ أَنَسٌ » وَأَنَسُ بْنُ ظُهَيْرٍ الأَنْصَارِيُّ
وکتاب السنه لابن ابی عاصم
۹-
(حديث مرفوع) أَخْبَرَنَا عِمْرَانُ بْنُ مُوسَى بْنِ مُجَاشِعٍ ، حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ ، حَدَّثَنَا عَفَّانُ ،حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ عُمَيْرٍ ، عَنْ مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ ، عَنْ عَائِشَةَ ، أَنّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ " يُكْثِرُ ذِكْرَ خَدِيجَةَ ، قُلْتُ : لَقَدْ أَخْلَفَكَ اللَّهُ مِنْ عَجُوزٍ مِنْ عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ ، فَتَمَعَّرَ وَجْهُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَمَعُّرًا مَا كُنْتُ أَرَاهُ مِنْهُ إِِلا عِنْدَ نُزُولِ الْوَحْيِ ، وَإِِذَا رَأَى الْمَخِيلَةَ حَتَّى يَعْلَمَ أَرَحْمَةٌ أَوْ عَذَابٌ " .
صحيح ابن حبان » كِتَابُ إِِخْبَارِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ... » ذِكْرُ إِِكْثَارِ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ...
المستدرك على الصحيحين » كِتَابُ مَعْرِفَةِ الصَّحَابَةِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ... » ذِكْرُ فَضَائِلِ الْقَبَائِلِ » ذِكْرُ فَضَائِلِ الأُمَّةِ بَعْدَ الصَّحَابَةِ وَالتَّابِعِي ...
۱۰- [ ص: 11 ] ( 14 ) حدثنا محمد بن الفضل السقطي ، ثنا سعيد بن سليمان ، ثنا مبارك بن فضالة ، عن هشام بن عروة ، عن أبيه ، عن عائشة ، أن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - كان يكثر ذكر خديجة ، فقلت : ما أكثر ما تكثر ذكر خديجة وقد أخلف الله لك من خديجة عجوز حمراء الشدقين قد هلكت في دهر ، فغضب رسول الله - صلى الله عليه وسلم - غضبا ما رأيته غضب مثله قط ، وقال : إن الله رزقها مني ما لم يرزق أحدا منكن ، قلت : يا رسول الله اعف عني عفا الله عنك ، والله لا تسمعني أذكر خديجة بعد هذا اليوم بشيء تكرهه . المعجم الكبير » مسند النساء » ذكر أزواج رسول الله صلى الله عليه وسلم » خديجة بنت خويلد » مناقب خديجة...
۱۱- [ ص: 14 ] ( 23 ) حدثنا علي بن عبد العزيز ، ثنا سعيد بن عبد الرحمن المخزومي ، ثنا سفيان بن عيينة ، عن عبد الواحد بن أيمن ، عن ابن أبي نجيح ، عن عائشة ، قالت : دخلت على رسول الله - صلى الله عليه وسلم - امرأة ، فأتي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - بطعام ، فجعل يأكل من الطعام ويضع بين يديها ، فقلت : يا رسول الله لا تغمر يديك ، فقال رسول الله - صلى الله عليه وسلم - : " إن هذه كانت تأتينا أيام خديجة ، وإن حسن العهد ، أو حفظ العهد من الإيمان " ، ولما ذكر خديجة أخذني ما يأخذ النساء من الغيرة ، فقلت : يا رسول الله قد أبدلك الله بكبيرة السن حديثة السن ،[ ص: 15 ] فغضب رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ، ثم قال : " ما ذنبي أن رزقها الله مني الولد ، ولم يرزقك ؟ ، قلت : والذي بعثك بالحق لا أذكرها بعد هذا إلا بخير . المعجم الكبير » مسند النساء » ذكر أزواج رسول الله صلى الله عليه وسلم » خديجة بنت خويلد » مناقب خديجة...
۱۲- [ ص: 13 ] ( 21 ) حدثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل ، حدثني يحيى بن معين ، ثنا مروان بن معاوية الفزاري ، عن وائل بن داود ، عن عبد الله ، عن النبي - صلى الله عليه وسلم - قال : قالت عائشة : كان رسول الله - صلى الله عليه وسلم - إذا ذكر خديجة لم يكن يسأم من ثناء عليها والاستغفار لها ، فذكرها ذات يوم واحتملتني الغيرة إلى أن قلت : قد عوضك الله من كبيرة السن ، قالت : فرأيت رسول الله - صلى الله عليه وسلم - غضب غضبا سقطفي جلدي ، فقلت في نفسي : اللهم إنك إن أذهبت عني غضب رسول الله - صلى الله عليه وسلم - لم أذكرها بسوء ما بقيت ، فلما رأى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - الذي قد لقيت ، قال : " كيف قلت ؟ والله لقد آمنت بي إذ كفر بي الناس ، وصدقتني إذ كذبني الناس ، ورزقت مني الولد إذ حرمتيه مني " ، فغدا بها علي وراح شهرا . المعجم الكبير » مسند النساء » ذكر أزواج رسول الله صلى الله عليه وسلم» خديجة بنت خويلد » مناقب خديجة...
۱۳- رقم الحديث: 1671 (حديث مرفوع) حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ الصُّوفِيُّ ، قَالَ : حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُجَالِدٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبِي ، عَنْ مُجَالِدٍ ، عَنِ الشَّعْبِيِّ ، عَنْ مَسْرُوقٍ ، عَنْ عائشة رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ : كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لا يَكَادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتَّى يَذْكُرُ خَدِيجَةَ ، فَيُحْسِنُ عَلَيْهَا الثَّنَاءَ ، فَذَكَرَهَا يَوْمًا مِنَ الأَيَّامِ ، فَأَدْرَكَتْنِي الْغَيْرَةُ فَقُلْتُ : هَلْ كَانَتْ إِلا عَجُوزًا ، فَقَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْرًا مِنْهَا ، فَغَضِبَ حَتَّى اهْتَزَّ مُقَدَّمُ شَعْرِهِ مِنَ الْغَضَبِ ، ثُمَّ قَالَ : " لا وَاللَّهِ مَا أَخْلَفَ اللَّهُ لِي خَيْرًا مِنْهَا ، وَقَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ بِيَ النَّاسُ ، وَصَدَّقَتْنِي وَكَذَّبَنِي النَّاسُ ، وَوَاسَتْنِي مِنْ مَالِهَا إِذْ حَرَمَنِي النَّاسُ ، وَرَزَقَنِي اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ الأَوْلادَ مِنْهَا ، إِذْ حَرَمَنِي أَوْلادَ النِّسَاءِ " ، قَالَتْ عَائِشَةُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا : فَقُلْتُ بَيْنِي وَبَيْنَ نَفْسِي : لا أَذْكُرُهَا بِسَيِّئَةٍ أَبَدًا " . الشريعة للآجري » كِتَابُ فَضَائِلِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ ... » بَابُ ذِكْرِ غَضَبِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ... ضعیف.. مجالد.. ابن حجر العسقلانابن حجر العسقلاني متروك الحديث ليس بالقوي، وقد تغير في آخر عمره، ضعيف. جرير بن حازم الجهضم كاذب.عُمَرُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُجَالِدٍ ابن حجر العسقلاني: متروك الحديث..يحيى بن معين شويطرا، ليس بشيء، كذاب خبيث، رجل سوء خبيث، حدث عن أبي معاوية بحديث ليس له اصل كذب أنا مدينة العلم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر