راه دوســـتی به هدف برطرف سازی شک، شبه و افکار منفی از اذهان و ایجاد ارتباط سالم در میان جامعه و خانواده راه اندازی شده است و در راستای محبت و دوستی قدم بر می دارد....................
جـسـتـجـو درسـایت

جریان سر حسین و محل دفن آن



مشاهد و بارگاه‌هایی که در شهرهای مختلف وجود دارد و در عصر تخلف فکری و اعتقادی بنا شده است و همه مدعی وجود سر حسین هستند، عامه‌ی مردم را در این باره دچار گمراهی و سردرگمی کرده است.
ادعا شده که سر حسین در شهرهای زیادی وجود دارد، مثل: دمشق، رقه، عسقلان، قاهره، کربلا، مدینه و ...
اگر بخواهیم در این باره تحقیق کنیم بر ما لازم است که بدانیم پس از معرکه‌ی کربلا سر حسین در چه جاهایی وجود داشته است. ثابت است که سر حسین را نزد ابن زیاد بردند و در طشتی گذاشتند و ابن زیاد با چوبی که در دست داشت به آن می‌زد که انس بن مالکس او را منع نمود و گفت: «او شبیه‌ترین مردم به رسول الله ص بود». صحیح بخاری (3748)



در شهرهای به جز مدینه هیچ دلیلی بر وجود سر حسین در آن ها نیست، ابن سعد آورده که یزید سر حسین را نزد عمرو بن سعید والی مدینه فرستاد و او سر را کفن نمود و در بقیع کنار قبر مادرش فاطمه رضی الله عنها دختر رسول الله ص دفن کرد[1].
بلاذری از طریق عمر بن شبه از ابوبکر عیسی بن عبیدالله بن محمد بن جعفر بن عمر بن علی بن ابی طالب از پدرش نقل کرده است که: یزید سر حسینس را نزد عمرو بن سعید والی مدینه فرستاد[2].
این روایت یکی از اهل بیت است و بدون تردید نوادگان حسینس از سرنوشت سر وی از دیگران آگاهتر هستند و کلام آنان در این باره از کلام دیگران مقدم‌تر است.
با توجه به حسن تعامل یزید با آل حسین و پشیمانی از قتل حسین ، احترام سر او بسیار ضروری می‌نماید، فرستادن سر حسین به والی مدینه و دستور دفن آن در کنار قبر مادرش حداقل کاری بود که یزید می‌توانست در برابر سر حسینس و در برابر آل و خویشاوندان حسین در مدینه و بزرگان صحابه و تابعین انجام دهد. دفن آن در بقیع با عادت آنان سازگار است؛ زیرا آنان عادت داشتند که در فتنه‌ها اگر کسی کشته می‌شد سر و جسد او را به خانواده اش می‌سپردند همان گونه که حجاج ابن یوسف ثقفی با ابن زبیر نمود، او را به قتل رساند و آویخت و سپس به خانواده اش سپرد، با توجه به آن که درگیری‌‌‌های میان حجاج و ابن الزبیر بسیار بیشتر از چیزی بوده که میان حسین و مخالفانش رخ داد.[3]
هیچ کس از صحابه، اهل بیت و تابعین از یزید در مورد برخوردش با سر حسین انتقادی نکرده اند، به نظر من اگر آن گونه که در برخی روایات آمده، یزید سر حسینس را در شهرها می‌گردانید صحابه و تابعین با او برخوردی دیگر می‌داشتند و بزرگان صحابه با قیام علیه او مخالفت نمی‌کردند و با ابن الزبیر که اصلی‌ترین مخالف او بود هم صدا می‌شدند.
گفته‌ی حافظ ابویعلی همدانی این نظریه را تأیید می‌کند، وی می‌گوید: «سر حسین کنار مادرش فاطمه رضی الله عنها دفن شد و این صحیح‌ترین نظر در این مورد است»[4].
 علمای نسب‌شناس مانند، زبیر بن بکار و محمد بن الحسن المخزومی نیز همین نطر را برگزیده‌اند[5].
عمر ابن ابی المعالی أسعد بن عمار در کتاب «الفاصل بین الصدق و المَین فی مقر رأس الحسین» می‌گوید: «جمعی از علمای ثقه امثال: ابن ابی الدنیا، و ابو المؤید الخوارزمی و ابو الفرج ابن الجوزی تاکید نموده اند که سر حسینس در بقیع مدفون است»[6].
قرطبی نیز آن را تأیید کرده است[7] و زرقانی گفته است: «ابن دحیه گفته است که غیر این صحیح نیست»[8].
ابن تیمیه نیز به همین نظر گرایش دارد و علت آن را چنین بیان می‌کند: «کسانی که گفته اند سر حسین را به مدینه برده اند از علماء و مورخین مورد اعتماد هستند مثل: زبیر بن بکار صاحب کتاب الانساب، و محمد بن سعد کاتب واقدی صاحب الطبقات و افرادی دیگر که به علم و دانش شهرت دارند و در این باب آگاه‌تر و صادق‌تر از مجاهیل و دروغپردازان و برخی مورخین هستند که نمی‌شود به گفته‌هایشان اعتماد نمود، شاید فردی راستگو باشد اما از اسانید اطلاعی نداشته باشد تا بتواند مقبول را از مردود تشخیص دهد و شاید بد حافظه و متهم به کذب و متهم به افزودن در روایات باشد مانند بسیاری از اخباری‌ها و مورخین»[9].
بنابراین، سر حسین در کنار مادرش فاطمه رضی الله عنها دفن شده است و این با حسن تعامل یزید با اهل حسین موافق و همسو است و به واقعیت نیز نزدیک‌تر است.




[1]- ابن سعد 5/238، ط 5/398-400، تاریخ الإسلام ص 20 حوادث (60-81) و تمام المنون ص 205، سمهودی 3/909.
[2]- انساب الأشراف 3/217 با سند ضعیف، به خاطر وجود عبیدالله بن محمد بن عمر که مقبول است و ترجمه ابوبکر بن عیسی را نیافتم.
[3]- ابن تیمیه: رأس الحسین ص 183.
[4]- قرطبی: التذکرة، 2/295.
[5]- قرطبی: التذکرة 2/295، شبلنجی: نور الابصار 121.
[6]- ابن الجوزی: الرد علی المتعصب العنید ق17ب، النویری: نهایة الأرب 20/480-481، سمهودی: جواهر العقدین، ق 17ب.
[7]- التذکرة 2/295.
[8]- مصطفی الصفوی: مشاهد الصفا ق 10.
[9]- رأس الحسین ص 170.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر