نتیجه مطلب: عکس العمل های عایشه در مقابل هوهای خود از جمله شکستن ظرف حسد حساب نمی شود بلکه ناز او بر شوهرش عنوان می شود. چونکه رسول الله آن را "الغِیرة" نامیده اند نه "الحسد" و گفته اند: "غارت امکم" یعنی مادرتان غیرتی شد و هیچگونه سرزنشی نکرده اند.
"حسد" كه در فارسی از آن تعبیر به "رشك" می كنند، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد و این شدیداً مورد مذمت قرار گرفته است که پیامبر ص فرموده اند: در قلب بنده مؤمن ایمان با حسد یکجا جمع نمی شود.(29). یعنی مسلمان نمی تواند حسود باشد. خداوند متعال در آیه 32 نساء حسد را اینطور توضیح داده است: چیزی را که خداوند بدان بعضی از شما را بر دیگری برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان را از کار و کردار خویش بهرهای و زنان را [نیز] از کار و کردار خویش بهرهای معین است و [هر چه خواهید] از فضل الهی بخواهید، و خداوند از همه چیز آگاه است.
"حسد" كه در فارسی از آن تعبیر به "رشك" می كنند، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد و این شدیداً مورد مذمت قرار گرفته است که پیامبر ص فرموده اند: در قلب بنده مؤمن ایمان با حسد یکجا جمع نمی شود.(29). یعنی مسلمان نمی تواند حسود باشد. خداوند متعال در آیه 32 نساء حسد را اینطور توضیح داده است: چیزی را که خداوند بدان بعضی از شما را بر دیگری برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان را از کار و کردار خویش بهرهای و زنان را [نیز] از کار و کردار خویش بهرهای معین است و [هر چه خواهید] از فضل الهی بخواهید، و خداوند از همه چیز آگاه است.
توضیحات کامل در ادامه.....
قبل از اسلام زن فقط به عنوان ابزار جنسی به شمار می رفت و هیج گونه قید و شرطی برای تعدد زوجات وجود نداشت. این روال بعد اسلام هم ادامه داشت و فراتر از این مردها برای رفع نیاز جنسی شان متعه هم می کردند تا اینکه دامنه تعدد زواجات به چهار زن محدود شد و متعه هم حرام شد که حضرت علی کرم الله و جهه چنین روایت نموده است: "پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از متعه زنان و از گوشت الاغ موقع خیبر نهی کردند.(1)
با این وجود باز هم قرآن تاکید کرد، "اگر میترسید که مبادا عادلانه رفتار نکنید، فقط به یک تن اکتفا کنید" (2) و هشدار داد که "هر قدر هم که بکوشید و بخواهید نمیتوانید بین زنان به عدل و انصاف رفتار کنید".(3) چون در اسلام زن از حقوق بالای برخوردار است و حق زن تنها با رابطه جنسی و مسکن و غذا محدود نمی شود و از طرف دیگر زن ها موجودات کاملا حساسی هستن به ویژه در مقابل هوو که این حساسیت از دیر زمان بوده و هست و این یک امر طبیعی می باشد که درک آنها کار سختی است.خداوند متعال این حساسیت زن ها را به ویژه در مقابل هوو نادیده گرفته و گناه یا حسد عنوان نکرده است. در داستان ابرهیم می بینیم که ناسازگاری و عکس العمل منفی ساره در مقابل هاجر به جای می کشد که خداوند متعال به ابراهیم دستور می دهد تا هاجر را در کویر بی آب و علف رها کند؛ بدون اینکه کار ساره مورد نکوهش قرار بگیرد و یا رسول الله صلی الله و علیه واله وسلم در موارد متعددی عکس العمل های عایشه رضی الله عنها را غیرت می نامد و او را مورد نکوهش قرار نداده و کارش را گناه عنوان نمی کند.
پس این نقطه ضعف در خانم ها مورد نکوهش قرار نگرفته و خداوند متعال آنها را معاف کرده است. آموزه قرآن و سنت هم این است که مرد ها خانم ها را باید درک کنند. همه زنها این صفت را دارند و این از محبت زن نسبت به شوهرش به وجود می آید که یک نوع ناز است و در اسلام از آن به عنوان " الغِیرة" نام برده است.
با این وجود باز هم قرآن تاکید کرد، "اگر میترسید که مبادا عادلانه رفتار نکنید، فقط به یک تن اکتفا کنید" (2) و هشدار داد که "هر قدر هم که بکوشید و بخواهید نمیتوانید بین زنان به عدل و انصاف رفتار کنید".(3) چون در اسلام زن از حقوق بالای برخوردار است و حق زن تنها با رابطه جنسی و مسکن و غذا محدود نمی شود و از طرف دیگر زن ها موجودات کاملا حساسی هستن به ویژه در مقابل هوو که این حساسیت از دیر زمان بوده و هست و این یک امر طبیعی می باشد که درک آنها کار سختی است.خداوند متعال این حساسیت زن ها را به ویژه در مقابل هوو نادیده گرفته و گناه یا حسد عنوان نکرده است. در داستان ابرهیم می بینیم که ناسازگاری و عکس العمل منفی ساره در مقابل هاجر به جای می کشد که خداوند متعال به ابراهیم دستور می دهد تا هاجر را در کویر بی آب و علف رها کند؛ بدون اینکه کار ساره مورد نکوهش قرار بگیرد و یا رسول الله صلی الله و علیه واله وسلم در موارد متعددی عکس العمل های عایشه رضی الله عنها را غیرت می نامد و او را مورد نکوهش قرار نداده و کارش را گناه عنوان نمی کند.
پس این نقطه ضعف در خانم ها مورد نکوهش قرار نگرفته و خداوند متعال آنها را معاف کرده است. آموزه قرآن و سنت هم این است که مرد ها خانم ها را باید درک کنند. همه زنها این صفت را دارند و این از محبت زن نسبت به شوهرش به وجود می آید که یک نوع ناز است و در اسلام از آن به عنوان " الغِیرة" نام برده است.
پیامبر ص فرموده اند: زنها که غیرتی شوند از بالای درّه پایین درّه را نمی بینند.(4) و نیز گفته اند: غیرت بر زنها نوشته شده است.(5)
ابن حجر می گوید: "اصل غیرت از آنجاست که زن فکر می کند شوهرش، زن دیگر را از او بیشتر دوست دارد. غیرت، زنی کاملاً متفکر وعاقل را بر ارتکاب چیزی که شائسته حال او نیست وادار می کند. (6)
طبری و علماء دیگر گفته اند: هرچیزیکه موقع غیرت برای زنها اتفاق می افتد ،غیرت کار را آسان کرده است و در آن حالت گناهی بر آن ها نیست. چون آفرینش آنها بر غیرت است و از این جهت پیامبر صلى الله عليه و اله سلم خاطر آن عایشه رضی الله عنها را مورد سرزنش قرار ندادند. (7)
عیاض و دیگر علماء گفته اند: غَیرت از دگرگونی قلب و هیجان خشم صورت می گیرد که سبب آن مشارکت دیگر در چیز خصوصی آن می باشد و بیشتر در بین زن و شوهر اتفاق می افتد.... آفرینش زنها بر غیرت است و آن تنها از نهایت محبت نشأت می گیرد و هنگامی خشم، کینه را در پی نداشته باشد آمرزیده شده است(8)
به هرنسب این احساس خانم ها را در مقابل هوو، پیامبر صلى الله عليه و اله سلم غیرت نامیده اند در ساره زن ابراهیم علیه السلام و عایشه زن خود پیامبر صلى الله عليه و اله سلم که از شخصیت های برجسته معنوی هستند دیده شده است که هرگز مورد نکوهش قرار نگرفته اند.
در مورد ساره در تفسیر قرطبی ضمن تفسیر آیه 27 ابراهیم آمده است: بعد از اینکه هاجر اسماعیل را به دنیا آورد ساره نسبت به هاجرغیرتی شد، ابراهیم او را به مکه برد... و او را با پسرش در مکه رها کرد ....(9)
در مورد ساره در تفسیر قرطبی ضمن تفسیر آیه 27 ابراهیم آمده است: بعد از اینکه هاجر اسماعیل را به دنیا آورد ساره نسبت به هاجرغیرتی شد، ابراهیم او را به مکه برد... و او را با پسرش در مکه رها کرد ....(9)
عکس العمل های عایشه رضی الله عنه در مقابل عکس العمل ساره زن ابراهیم خلیل الله هیچ به حساب می آیند. از جمله شکستن کاسه هوو هایش می باشد که طبق روایت صحیح کاسه صفیه، کاسه زینب و کاسه ام سلمه را شکسته است.
در مورد کاسه صفیه،در مسند احمد خود عایشه گفته است: "صفيه غذائي را كه براي رسول خدا (ص) درست كرده بود، فرستاد درحالیکه رسول خدانزد من بود. وقتي كنيز او را ديدم، مرا لرزه گرفت درحدیکه مرا از کنترل در آورد و كاسه را شكستم و انداختم . عائشه ميگويد: رسول خدا (ص) به طرف من نگاه كرد، ناراحتی را در صورت او احساس کردم و گفتم: از اینکه رسول خدا امروز مرا نفرین کند، به خود رسول الله پناه می برم. پيامبر صلی الله علیه واله و سلم فرمودند: بهتر شد. گفتم : اي رسول خدا ! كفاره اين كار چيست ؟ فرمودند : غذايي مانند غذاي او و ظرفي مانند ظرف او".(10)
در مورد کاسه ام سلمه در نسائی از خود او روایت است که در کاسه اش غذای به پیامبر ص و یارانش آورده و عایشه در حالیکه چادر پوشیده بوده و همراهش سنگ آسیا دستی داشته است، آمده و با آن کاسه را شکسته است. پیامبر ص در بین دو تکه کاسه غذا را جمع نموده و گفته اند: بخورید مادرتان غیرتی شد. دوبار! سپس رسول الله ص کاسه عایشه را به ام سلمه فرستاده و کاسه ام سلمه را به عایشه داده اند. (11) در روایت دارقطنی انس رضی الله عنه این جریان را توضیح داده است که پیامبر ص با تعدای از یارانش در خانه عایشه منتظر غذا نشسته بودند که ام سلمه پیش دستی کرد.(12)
در مورد کاسه زینب در بخاری و نسائی از انس رض روایت است که: پیامبر صلى الله علیه واله و سلم نزد یكى از همسرانش بود یكى دیگر از آنها ظرف غذائى فرستاد آن یك كه پیامبر در خانه اش بود به دست خادم زد. ظرف افتاد و شكست. پیامبر تكه هاى ظرف را جمع كرد سپس غذای را که در آن ظرف بود در این جمع نموده و گفت: مادر شما غیرت نمود سپس خادم را نگه داشت و ظرفی از نزد آن زنی که پیامبر ص در خانه اش بود آورد و ظرف سالم را به زنی که ظرفش شکسته بود مسترد کرد و ظرف شكسته را در خانه زنی که شكست نگه داشت.(13) این حدیث روایت حمید از انس است که در بخاری از طریق ابن علیه و در نسائی از طریق خالد روایت شده است که خالد و ابن علیه کسی را که غذا فرستاده و کسی را که کاسه را شکسته است نام نبرده اند. اما در روایت ترمذی که از طریق سفیان روایت شده است مشخص می کند که عایشه کاسه را شکسته است (14) و در روایت ابن حزم که از طریق جریر روایت شده است (15) مشخص می کند که زینب غذا فرستاده است.
روایت ابن ماجه که از شکستن کاسه حفصه صحبت می کند، به خاطر وجود تابعی مجهول ضعیف می باشد.
در تمامی روایت ها که در مورد جریان شکستن کاسه آمده است، رسول الله صلی الله وعلیه و آله وسلم نمی گوید این کار گناه و یا حسد است بلکه بدون اینکه سرزنش کند کوچک ترین ایرانی هم نمی گیرد. در بعضی از روایت ها به وضوح بیان شده است که پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم به اطرافیانش می گوید: "غارت امکم" مادر تان غیرتی شد. یعنی مقام او را به عنوان مادر مومنان معرفی می کند و کارش را غیرت می نامد و در بعضی هم بیان شده است که از آن طرف عایشه از کارش فوراً پشیمان می شود و می گوید: ای رسول خدا کفاره کاری که کردم چیست؟. در روایتی که مربوط به جریان شکست کاسه صفیه است، نشان داده شده است عایشه با وجود اینکه در شدت غیرت قرار دارد و کنترلش دست خودش نیست، اما حواسش به رسول الله است و وقتی در چهره او ناراحتی را احساس می کند در جا می گوید: "أَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ أَنْ يَلْعَنَنِي الْيَوْمَ".(از اینکه رسول خداامروز مرا نفرین کند، به خود رسول الله پناه می برم). از آن طرف رسول الله می گوید: "اولی" بهتر شد. یعنی همان معنی را میدهد که ما وقتی بخواهیم کار کسی را تحسین کنیم، می گوییم: "عالیه". در تمامی روایت می بینیم که با تاوان دادن کاسه عایشه، کار عایشه را جبران می کند. پیامبر صلی الله و علیه و اله وسلم دست روی دست نمی گذارد و تاوان کاسه ناچیز را از عایشه می گیرد پس اگر عکس العمل او حسد به حساب می آمد، گناهی به این بزرگی را نادیده می گرفت و چیزی نمی گفت؟
ابن عربی گفته است: پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم که شکننده کاسه را حتی با حرف هم تأدیب نکردند، چون تجاوز از جانب او نبود و متوجه شدند آن کس که غذا فرستاده بود قصدتش اذیت کردن کسی بود که پیامبر در خانه اش بود نه همکاری.(16)
قرطبی گفته است که در عایشه دو جیز یکجا شده بود غیرت و جوانی.
تعدادی از علماء این جریان را مربوط به سن عایشه نمی دانند بلکه غیرت زنانه عنوان کرده اند که گناهی بر آنها نیست
علامه عینی گفته است: با این روایت ها دامنه عذر خانم ها در حالت غیرت گسترش داده شده است. چون از پیامبر ص نقل نشده است که عایشه را مورد سرزنش قرار داده باشند و فقط گفتند: " غارت امکم" مادر تان غیرتی شد. (17)
ابن حجر گفته است: از این روایت ها چنین برداشت می شود که زن وقتی چیزی را در خانه بشکند، بر مرد لازم است که چیزی را خانمش خراب کرده است درست کند، حق سرزنش ندارد، تندی نکند و حتی برای دریافت عذر یا دلیل هم، از او نپرسد که چرا این کار را کردی؟... ایرادی ندارد از این روایت ها نتیجه بگیریم که محبت کردن به زن ها و خاطرخواهی آنها از نشانه های کامل بودن انسان است. (18) چون این روش پیامبر ص بود.
در مورد احکام جمهور علماء از این استنباط نموده اند که در تاوان اشای قیمت دار هم باید مثل آن داده شود و اگر مثل نداشت، قیمتش پرداخت شود. (19)
نتیجه مطلب: عکس العمل های عایشه در مقابل هوهای خود از جمله شکستن ظرف حسد حساب نمی شود بلکه ناز او بر شوهرش عنوان می شود. چونکه رسول الله آن را "الغِیرة" نامیده اند نه "الحسد" و گفته اند: "غارت امکم" یعنی مادرتان غیرتی شد و از این عکس العمل های زنشان هیچ موقع ناراحت نشده و تذکر هم نداده اند.
نتیجه مطلب: عکس العمل های عایشه در مقابل هوهای خود از جمله شکستن ظرف حسد حساب نمی شود بلکه ناز او بر شوهرش عنوان می شود. چونکه رسول الله آن را "الغِیرة" نامیده اند نه "الحسد" و گفته اند: "غارت امکم" یعنی مادرتان غیرتی شد و از این عکس العمل های زنشان هیچ موقع ناراحت نشده و تذکر هم نداده اند.
لازم به ذکر است غیرت از بین زنهای پیامبر صلی الله و علیه و سلم تنها در مورد عایشه روایت نشده است بلکه این در بین همه زن های پیامبر بوده است.
در ابن خزيمة آمده است: پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم خواست اعتکاف بنشیند، عایشه هم اجازه خواست تا با ایشان اعتکاف بنشیند. وقتی زینب عایشه را با پیامبر دید که اجازه گرفته است و خیمه اش را زده است، از عایشه خواست که از پیامبر اجازه بگیرد تا او هم با ایشان اعتکاف بنشیند. هنگامی زینب دید، (بدون اجازه) او هم با آنها خیمه اش را نصب کرد. زینب زن غیرتی بود. رسول الله صلی الله و علیه و سلم که خیمه آنها را دید، گفت: "این چیست؟ کار خوب را از این طریق می خواهند؟ از اعتکاف تا عید فطر آن رمضان دست برداشت و بعد در ده شوال اعتکاف نشست.(20)
در بخاری، مسلم، مسند احمد و تهذیب آمده است: زن های رسول الله صلی الله و علیه و سلم دو گروه بودند. در یک گروه: عایشه، حفصه، صفیه و سوده بود. در گروه دیگر: ام سلمه، وبقیه زنهای رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ اله و سَلَّمَ بودند. مسلمان ها محبت رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَاله و سَلَّمَ را نسبت به عایشه می دانستند. وقتی آن ها هدیه ای داشتند که می خواستند به رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ اله و سَلَّمَ بدهند، آن را به تاخیر می انداختند تا اینکه رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و اله وَسَلَّمَ در خانه عایشه می رفت، صاحب هدیه هدیه اش را در خانه عایشه به رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و اله وَسَلَّمَ می فرستاد. گروه ام سلمه با ام سلمه صحبت کردند و به او گفتند: با رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و اله وَسَلَّمَ صحبت کن که با مردم صحبت کند و بگوید: هرکس که می خواهد به رسول الله هدیه بدهد، باید آن را هرجا و در هریک از خانه های همسرانش که باشد بدهد. ام سلمه چیزی را که آنها گفته بود با ایشان صحبت کرد و ایشان چیزی نگفتند. گروه ام سلمه از او پرسیدند او گفت: برای من چیزی نگفت. به ام سلمه گفتند: با او باز هم صحبت کن. ام سلمه می گوید: وقتی در نوبتش نزد او که آمده بود با ایشان صحبت کرده است و باز هم ایشان چیزی نگفته اند. گروه ام سلمه دوباره پرسیدند، ام سلمه گفت: برای من چیزی نگفت. گروه ام سلمه به او گفتند: آنقدر با او صحبت کن که با تو صحبت کند. پیامبر در نوبت ام سلمه نزد او آمدند، ام سلمه باز با ایشان صحبت کرد که ایشان به او فرمودند: در مورد عایشه مرا اذیت نکن. چون وقتی در رخت هر زنی که باشم، وحی به من نمی آید مگر در رخت عایشه. ام سلمه می گوید که گفت ای رسول خدا از اینکه ترا اذیت کردم به خدا توبه می کنم. سپس آنها فاطمه دختر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و اله وَسَلَّمَ را خواستند و نزد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و اله وَسَلَّمَ فرستاده شد که می گفت:زنهایت ترا به خدا سوگند می دهند که در مورد دختر ابی بکر عدالت کنی و با ایشان صحبت کرد. ایشان فرمودند: ای دخترکم آیا جیزی را که من دوست دارم تو دوست نداری؟ فاطمه گفت: بله. (پس او را تو هم دوست داشته باش) فاطمه نزد آن ها برگشت و به آن ها خبر داد. آنها گفتند که دو باره نزد ایشان برگرد اما او قبول نکرد که دو باره برگردد. سپس آنها زینب دختر جحش را فرستادند که نزد ایشان آمد و با تندی برخورد کرد و گفت: زنهای تو ترا به خدا سوگند می دهند که در مورد دختر پسر ابی قحافه عدالت کنی و صدایش را بالا برد تا اینکه به عایشه حمله ور شد و او را که نشسته بود دشنام داد. در حدیکه رسول الله صلی الله و علیه و اله و سلم به طرف عایشه نگاه می کردن که آیا حرفی می زند؟! راوی می گوید: عایشه حرف زد و جواب زینب را داد تا اینکه او را ساکت نمود. زینب می گوید: رسول الله صلی الله و علیه و اله و سلم به طرف عایشه نگاه کرد و گفت: حقا که او دختر ابی بکر است.(21)
این جواب عمومی بود برای مسیحیان، ملحدان و اهل تشیع. اما جواب دیگر برای آن دسته از اهل تشیع که بدون کوچک ترین توجه به روایت های خودشان در مورد غیرت زنانه، به ناموس پیامبر ص حمله ور شده اند و او را یک انسان حسود معرفی کرده اند. در این راستا دست به تحریف مطالب زده اند و واژه "غارت و الغِیرة" را که در احادیت اهل سنت آمده است به معنی حسد و حسادت ترجمه کرده اند. درحالیکه حسد خود واژه عربی است و زمین تا آسمان " با الغِیرة در لفظ و معنی تفاوت دارد.
این جواب عمومی بود برای مسیحیان، ملحدان و اهل تشیع. اما جواب دیگر برای آن دسته از اهل تشیع که بدون کوچک ترین توجه به روایت های خودشان در مورد غیرت زنانه، به ناموس پیامبر ص حمله ور شده اند و او را یک انسان حسود معرفی کرده اند. در این راستا دست به تحریف مطالب زده اند و واژه "غارت و الغِیرة" را که در احادیت اهل سنت آمده است به معنی حسد و حسادت ترجمه کرده اند. درحالیکه حسد خود واژه عربی است و زمین تا آسمان " با الغِیرة در لفظ و معنی تفاوت دارد.
روایت های تشیع در زمینه حسد و غرور:
در منابع اهل تشیع برای حسود سه نشانه مشخص شده است: پشت سر غیبت مى كند، رو در رو تملّق و چاپلوسى مى كند و در مصیبت و گرفتارى زبان به شماتت مى گشاید.(22)
در نهج البلاغه غرور در زنها را نه تنها ایراد گرفته نشده بلکه صفت خوب زنها عنوان شده است.
امیر المؤمنین على علیهالسلام: بهترین خصلتهاى زنان ، بدترین خصلتهاى مردان است : غرور ، ترسویى و بخل؛ زیرا زن هرگاه مغرور باشد خودش را در اختیار (نامحرم) نمىگذارد . هرگاه بخیل (و ممسك) باشد مال خود و شوهرش را نگه مىدارد و هرگاه ترسو باشد از هر چیزى كه برایش پیش آید (و مایه بد نامى باشد) وحشت مىكند.(23).
ابی عبد الله علیه السلام غیرت و حتی اذیت زن را از محبت دانسته است:
اسحاق پسر عمار می گفته است: برای ابی عبدالله علیه السلام گفتم: زن بر مرد غیرتی می شود و اذیتش می کند. فرمودند آن از محبت است.(24)
در الکافی در روایتی منسوب به رسول الله آمده است که زنی لخت جلو ایشان قرار می گیرد اما پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم او را خاطر غیرت معذور می داند و محکوم نمی کند.
هنگامیکه رسول الله صلی االله و علیه و اله و سلم نشسته بودند ناگهان زنی با حالت برهنه آمد تا اینکه جلو رسول الله صلی الله و علیه و اله و سلم ایستاد و گفت: من گناه کردم من را پاک کن. راوی می گوید: مردی که به دنبال او بود آمد و لباسی بر روی زن انداخت. پیامبر صلی الله و علیه و اله وسلم گفت: این زن از تو نیست؟ مرد گفت: همسرمن است ای رسول خدا با کنیزم خلوت کردم و چیزی را که می بینی انجام دادم. پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم گفتند: سمت خودت نگهدار. سپس فرمودند: زن های غیرتی از پائین درّه بالای درّه را نمی بینند.(25)
امام صادق در ضمن بیان جریان خواستگاری علی گفته است:غیرتی در وجودفاطمه داخل شد! و این بدین خاطر است كه خداوند غیرت را در زنان، و جهاد را بر مردان نوشته است.(24)
در بحارالانوار در مورد عکس العمل ساره در مقابل هوویش هاجر حکایت شده است و در آن از اذیت کردن، عیب جوی و غضب ساره صحبت شده است اما آن عکس العمل به عنوان حسد نامیده نشده است:
از علی علیه السلام روایت شده: اسماعیل و اسحاق بزرگ شده بودند (در حدی كه میتوانستند با هم مسابقه كشتی یا مسابقه دویدن بگذارند) در یكی از مسابقهها اسماعیل برنده شد، ابراهیم بیدرنگ اسماعیل را گرفت و بر روی دامنش گذاشت، و اسحاق را در كنارش نشاند، این منظره ساره را بسیار خشمگین كرد، به طوری كه با خشم به ابراهیم گفت: «مگر بنا نبود كه این دو فرزند را مساوی قرار ندهی؟! هاجر را از من دور كن و به جای دیگر ببر.» تا اینکه ابراهیم اسماعیل و مادرش هاجر را برد و به مکه گذاشت.(26)
ابی عبد الله علیه سلام فرمودند: ابراهیم علیه السلام در دشت شام فرود آمده بود. وقتی برای او هاجر اسماعیل را به دنیا آورد، ساره از آن جهت بی نهایت غمگین شد. چون ابراهیم از ساره بچه نداشت و ابراهیم را بابت هاجر اذیت می کرد و او را به غم گرفتار کرد. ابراهیم شكایت او را به درگاه خدا برد، خداوند به ابراهیم چنین وحی كرد: «مثال زن هم چون مثال چوب كج خشك است اگر آن را به خود واگذاری از او بهره میبری، و اگر خواسته باشی آن چوب را راست كنی شكسته خواهد شد». آن گاه خداوند به ابراهیم فرمان داد كه هاجر و اسماعیل را از ساره دور كند، ابراهیم عرض كرد: آنها را به كجا ببرم؟ خداوند كه میخواست خانهاش كعبه به دست ابراهیم بازسازی شود به ابراهیم وحی كرد و فرمود: «آنها را به حرم و محل امن خودم و نخستین خانهای كه آن را برای انسانها آفریدم، یعنی به مكه ببر.» (27)
از علی علیه السلام روایت شده: اسماعیل و اسحاق بزرگ شده بودند (در حدی كه میتوانستند با هم مسابقه كشتی یا مسابقه دویدن بگذارند) در یكی از مسابقهها اسماعیل برنده شد، ابراهیم بیدرنگ اسماعیل را گرفت و بر روی دامنش گذاشت، و اسحاق را در كنارش نشاند، این منظره ساره را بسیار خشمگین كرد، به طوری كه با خشم به ابراهیم گفت: «مگر بنا نبود كه این دو فرزند را مساوی قرار ندهی؟! هاجر را از من دور كن و به جای دیگر ببر.» تا اینکه ابراهیم اسماعیل و مادرش هاجر را برد و به مکه گذاشت.(26)
ابی عبد الله علیه سلام فرمودند: ابراهیم علیه السلام در دشت شام فرود آمده بود. وقتی برای او هاجر اسماعیل را به دنیا آورد، ساره از آن جهت بی نهایت غمگین شد. چون ابراهیم از ساره بچه نداشت و ابراهیم را بابت هاجر اذیت می کرد و او را به غم گرفتار کرد. ابراهیم شكایت او را به درگاه خدا برد، خداوند به ابراهیم چنین وحی كرد: «مثال زن هم چون مثال چوب كج خشك است اگر آن را به خود واگذاری از او بهره میبری، و اگر خواسته باشی آن چوب را راست كنی شكسته خواهد شد». آن گاه خداوند به ابراهیم فرمان داد كه هاجر و اسماعیل را از ساره دور كند، ابراهیم عرض كرد: آنها را به كجا ببرم؟ خداوند كه میخواست خانهاش كعبه به دست ابراهیم بازسازی شود به ابراهیم وحی كرد و فرمود: «آنها را به حرم و محل امن خودم و نخستین خانهای كه آن را برای انسانها آفریدم، یعنی به مكه ببر.» (27)
وقتی برای ابراهیم اسماعیل از هاجر به دنیا آمد، ساره او را عیب جویی می کرد همانطور که کنیز ها را با آن عیب جوی می کنند. ابی عبد الله علیه السلام گفت: هاجر گریه کرد و برایش آن خیلی سنگین تمام شد. وقتی اسماعیل او را دید که گریه می کند خاطر گریه مادرش او هم گریه کرد..... (28)
نتیجه مطلب: عکس العمل های عایشه در مقابل هوهای خود از جمله شکستن ظرف حسد حساب نمی شود بلکه ناز او بر شوهرش عنوان می شود. چونکه رسول الله آن را "الغِیرة" نامیده اند نه "الحسد" و گفته اند: "غارت امکم" یعنی مادرتان غیرتی شد و هیچگونه سرزنشی نکرده اند.
"حسد" كه در فارسی از آن تعبیر به "رشك" می كنند، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد و این شدیداً مورد مذمت قرار گرفته است که پیامبر ص فرموده اند: در قلب بنده مؤمن ایمان با حسد یکجا جمع نمی شود.(29). یعنی مسلمان نمی تواند حسود باشد. خداوند متعال در آیه 32 نساء حسد را اینطور توضیح داده است: چیزی را که خداوند بدان بعضی از شما را بر دیگری برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان را از کار و کردار خویش بهرهای و زنان را [نیز] از کار و کردار خویش بهرهای معین است و [هر چه خواهید] از فضل الهی بخواهید، و خداوند از همه چیز آگاه است.
"حسد" كه در فارسی از آن تعبیر به "رشك" می كنند، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد و این شدیداً مورد مذمت قرار گرفته است که پیامبر ص فرموده اند: در قلب بنده مؤمن ایمان با حسد یکجا جمع نمی شود.(29). یعنی مسلمان نمی تواند حسود باشد. خداوند متعال در آیه 32 نساء حسد را اینطور توضیح داده است: چیزی را که خداوند بدان بعضی از شما را بر دیگری برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان را از کار و کردار خویش بهرهای و زنان را [نیز] از کار و کردار خویش بهرهای معین است و [هر چه خواهید] از فضل الهی بخواهید، و خداوند از همه چیز آگاه است.
1- عن عبد الله والحسن ابني محمد بن علي عن أبيهما عن علي بن أبي طالب أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى عن متعة النساء يومخيبر وعن لحوم الحمر الإنسية صحيح مسلم » كتاب الصيد والذبائح وما يؤكل من الحيوان » باب تحريم أكل لحم الحمر الإنسية
2- آیه 4 سوره نساء
3- آیه 129 سوره نساء
4، 5، 6، 7 و 8 - وقد أخرج أبو یعلى بسند لا بأس به عن عائشة مرفوعا أن الغیراء لا تبصر أسفل الوادی من أعلاه قاله فی قصة . وعن ابن مسعود رفعه إن الله كتب الغیرة على النساء ، فمن صبر منهن كان لها أجر شهید أخرجه البزار وأشار إلى صحته ورجاله ثقات ، لكن اختلف فی عبید بن الصباح منهم ..... فتح الباری كتاب النكاح » باب غیرة النساء ووجدهن
9-وقد روي أن سارة لما غارت من هاجر بعد أن ولدت إسمعيل خرج بها إبراهيم عليه السلام إلى مكة، فروي أنه ركب البراق هو وهاجر والطّفل فجاء في يوم واحد من الشام إلى بطن مكة، وترك ٱبنه وأمَته هنالك وركب منصرفاً من يومه، فكان ذلك كله بِوحيٍ من الله تعالى، فلما ولّى دعا بضمن هذه الآية.
يقول ابن كثير: المقصود أن هاجر عليها السلام لما ولد لها إسماعيل عليه السلام، اشتدت غيرة سارة منها و طلبت من الخليل أن يغيب وجهها عنها، فذهب بها و بولدها، فسار بهما حتى وضعهما حيث مكة اليوم.قصص الأنبياء ص:164 .
يقول ابن كثير: المقصود أن هاجر عليها السلام لما ولد لها إسماعيل عليه السلام، اشتدت غيرة سارة منها و طلبت من الخليل أن يغيب وجهها عنها، فذهب بها و بولدها، فسار بهما حتى وضعهما حيث مكة اليوم.قصص الأنبياء ص:164 .
10- عَنْ جَسْرَةَ بِنْتِ دَجَاجَةَ , عَنْ عَائِشَةَ , قَالَتْ : بَعَثَتْ صَفِيَّةُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِطَعَامٍ قَدْ صَنَعَتْهُ لَهُ وَهُوَ عِنْدِي , فَلَمَّا رَأَيْتُ الْجَارِيَةَ , أَخَذَتْنِي رِعْدَةٌ حَتَّى اسْتَقَلَّنِي أَفْكَلُ , فَضَرَبْتُ الْقَصْعَةَ , فَرَمَيْتُ بِهَا , قَالَتْ : فَنَظَرَ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , فَعَرَفْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ , فَقُلْتُ : أَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ أَنْ يَلْعَنَنِي الْيَوْمَ , قَالَتْ : قَالَ : " أَوْلَى " , قَالَتْ : قُلْتُ : وَمَا كَفَّارَتُهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : " طَعَامٌ كَطَعَامِهَا , وَإِنَاءٌ كَإِنَائِهَا " . مسند أحمد بن حنبل مُسْنَدُ الْعَشَرَةِ الْمُبَشَّرِينَ بِالْجَنَّةِ ... سادس عشر الأنصار حَدِيثُ السَّيِّدَةِ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا
11- عَنْ أَبِی الْمُتَوَكِّلِ ، عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ ، أَنَّهَا تَعْنِی أَتَتْ بِطَعَامٍ فِی صَحْفَةٍ لَهَا إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَصْحَابِهِ ، فَجَاءَتْ عَائِشَةُ مُؤْتَزِرَةً بِكِسَاءٍ ، وَمَعَهَا فِهْرٌ ، فَفَلَقَتْ بِهِ الصَّحْفَةَ ، فَجَمَعَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَیْنَ فِلْقَتَیِ الصَّحْفَةِ ، وَیَقُولُ : " كُلُوا ، غَارَتْ أُمُّكُمْ " مَرَّتَیْنِ ، ثُمَّ أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ صَحْفَةَ عَائِشَةَ ، فَبَعَثَ بِهَا إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ ، وَأَعْطَى صَحْفَةَ أُمِّ سَلَمَةَ لِعَائِشَةَ .
السنن الكبرى للنسائی » كِتَابِ عِشْرَةِ النِّسَاءِ » الْغَیْرَةُ
السنن الكبرى للنسائی » كِتَابِ عِشْرَةِ النِّسَاءِ » الْغَیْرَةُ
12- وأخرجه الدار قطنی من طریق عمران بن خالد عن ثابت عن أنس قال: "كان النبی صلى الله علیه وسلم فی بیت عائشة معه بعض أصحابه ینتظرون طعاما فسبقتها. فتح الباري. كتاب المظالم باب إذا كسر قصعة
ففي الأوسط للطبراني من طريق عبيد الله العمري عن ثابت عن أنس أنهم كانوا عند رسول الله - صلى الله عليه وسلم - في بيت عائشة إذ أتي بصحفة خبز ولحم من بيت أم سلمة ، قال : فوضعنا أيدينا وعائشة تصنع طعاما عجلة ، فلما فرغنا جاءت به ورفعت صحفة أم سلمةفكسرتها الحديث .
13- 4927 حدثنا علی حدثنا ابن علیة عن حمید عن أنس قال كان النبی صلى الله علیه وسلم عند بعض نسائه فأرسلت إحدى أمهات المؤمنین بصحفة فیها طعام فضربت التی النبی صلى الله علیه وسلم فی بیتها ید الخادم فسقطت الصحفة فانفلقت فجمع النبی صلى الله علیه وسلم فلق الصحفة ثم جعل یجمع فیها الطعام الذی كان فی الصحفة ویقول غارت أمكم ثم حبس الخادم حتى أتی بصحفة من عند التی هو فی بیتها فدفع الصحفة الصحیحة إلى التی كسرت صحفتها وأمسك المكسورة فی بیت التی كسرت صحیح البخاری » كتاب النكاح » باب الغیرة
أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنا خالد قال حدثنا حمید قال حدثنا أنس قال: كَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عِنْدَ إِحْدَى أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِینَ ، فَأَرْسَلَتْ أُخْرَى بِقَصْعَةٍ فِیهَا طَعَامٌ ، فَضَرَبَتْ یَدَ الرَّسُولِ ، فَسَقَطَتِ الْقَصْعَةُ ، فَانْكَسَرَتْ ، فَأَخَذَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْكِسْرَتَیْنِ ، فَضَمَّ إِحْدَاهُمَا إِلَى الأُخْرَى ، فَجَعَلَ یَجْمَعُ فِیهَا الطَّعَامَ ، وَیَقُولُ : " غَارَتْ أُمُّكُمْ ، كُلُوا " ، فَأَكَلُوا ، فَأَمَرَ حَتَّى جَاءَتْ بِقَصْعَتِهَا الَّتِی فِی بَیْتِهَا ، فَدَفَعَ الْقَصْعَةَ الصَّحِیحَةَ إِلَى الرَّسُولِ ، وَتَرَكَ الْمَكْسُورَةَ فِی بَیْتِ الَّتِی كَسَرَتْهَا " . السنن الكبرى للنسائی » كِتَابِ عِشْرَةِ النِّسَاءِ » الْغَیْرَةُ
أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنا خالد قال حدثنا حمید قال حدثنا أنس قال: كَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عِنْدَ إِحْدَى أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِینَ ، فَأَرْسَلَتْ أُخْرَى بِقَصْعَةٍ فِیهَا طَعَامٌ ، فَضَرَبَتْ یَدَ الرَّسُولِ ، فَسَقَطَتِ الْقَصْعَةُ ، فَانْكَسَرَتْ ، فَأَخَذَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْكِسْرَتَیْنِ ، فَضَمَّ إِحْدَاهُمَا إِلَى الأُخْرَى ، فَجَعَلَ یَجْمَعُ فِیهَا الطَّعَامَ ، وَیَقُولُ : " غَارَتْ أُمُّكُمْ ، كُلُوا " ، فَأَكَلُوا ، فَأَمَرَ حَتَّى جَاءَتْ بِقَصْعَتِهَا الَّتِی فِی بَیْتِهَا ، فَدَفَعَ الْقَصْعَةَ الصَّحِیحَةَ إِلَى الرَّسُولِ ، وَتَرَكَ الْمَكْسُورَةَ فِی بَیْتِ الَّتِی كَسَرَتْهَا " . السنن الكبرى للنسائی » كِتَابِ عِشْرَةِ النِّسَاءِ » الْغَیْرَةُ
14- حدثنا محمود بن غیلان حدثنا أبو داود الحفری عن سفیان الثوری عن حمید عن أنس قال : (أهدت بعض أزواج النبی صلى الله علیه وسلم إلى النبی صلى الله علیه وسلم طعاما فی قصعة فضربت عائشة القصعة بیدها فألقت ما فیها فقال النبی صلى الله علیه وسلم طعام بطعام وأناء بإناء قال أبو عیسى هذا حدیث حسن صحیح). سنن الترمذی كتاب الأحكام عن رسول الله باب ما جاء فیمن یكسر له الشیء ما یحكم له من مال ـ ـ
15- (حدیث مرفوع) فَأَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بِشْرَانِ الْمُعَدَّلُ ، قَالَ : أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَصْرِیُّ، قَالَ : حَدَّثَنَا رَوْحُ بْنُ الْفَرَجِ ، قَالَ : حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ بُكَیْرٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا اللَّیْثُ بْنُ سَعْدٍ ، عَنْ جَرِیرِ بْنِ حَازِمٍ ، عَنْ حُمَیْدٍ الطَّوِیلِ ، قَالَ : سَمِعْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ , یُحَدِّثُ أَنَّ زَیْنَبَ ابْنَةَ جَحْشٍ , أَهْدَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ فِی بَیْتِ عَائِشَةَ وَیَوْمِهَا , جَفْنَةً مِنْ حَیْسٍ ، فَقَامَتْ عَائِشَةُ , فَأَخَذَتِ الْقَصْعَةَ فَضَرَبَتْ بِهَا وَمَا فِیهَا الأَرْضَ فَكَسَرَتْهَا ، فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَى قَصْعَةٍ لَهَا ، فَدَفَعَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَى زَیْنَبَ , وَقَالَ : " هَذِهِ لَهَا مَكَانَ صَحْفَتِهَا " وَقَالَ لِعَائِشَةَ : " لَكِ الَّتِی كَسَرْتِهَا " . الأسماء المبهمة والأنباء المحكمة »باب الهاء » عَائِشَة ، أم سَلَمة ، زینب ، صفیة..
16- قال ابن العربي: وكأنه إنما لم يؤدب الكاسرة ولو بالكلام لما وقع منها من التعدي لما فهم من أن التي أهدت أرادت بذلك أذى التي هو في بيتها والمظاهرة عليها** فاقتصر على تغريمها للقصعة، قال: وإنما لم يغرمها الطعام لأنه كان مهدي فإتلافهم له قبول أو في حكم القبول، وغفل رحمه الله عما ورد في الطرق الأخرى والله المستعان. انتهى.
17- وفیه: بسط عذر المرأة فی حالة الغیرة، لأنه لم ینقل أنه صلى الله علیه وسلم عاتب عائشة على ذلك، فإنما قال: (غارت أمكم) عمدة القاری - العینی - ج ١٣ - الصفحة ٣٨
18- یستفاد من هذا الحدیث أن المرأة إذا كسرت شیئا فی البیت فإن على الرجل أن یصلح ما أفسدت زوجته، وإن عادت عاد ولا یثرب علیها ولا یعنفها ولا یسألها لم فعلت ما فعلت؟ ولیجد لها عذرا، ولمن شاء أن یطیب خاطرها بهدیة ثمینة أو أن یدعو لها بالمغفرة وبالدرجات العلیا فی الجنة فحسن. لقوله تعالى:"والكاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین".
ولا بأس أن نستنتج مما سبق أن حب النساء ومراعاتهن وجبر خواطرهن من علامات الكمال فیمن یتصف بها وینعم الله تعالى علیه بمثلها. والعكس بالعكس. فتح الباری..كتاب النكاح » باب الغیرة
19- تحفة الاحوذی كتاب الأحكام عن رسول الله صلى الله علیه وسلم » باب ما جاء فیمن یكسر له الشیء ما یحكم له من مال الكاسر و عمدة القاری - العینی - ج ١٣ - الصفحة
20- (حديث مرفوع) حَدَّثَنَا الرَّبِيعُ بْنُ سُلَيْمَانَ ، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَهْبٍ ، أَخْبَرَنِي عَمْرُو بْنُ الْحَارِثِ ، عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ ، عَنْ عَمْرَةَ ، حَدَّثَتْنِيعَائِشَةُ ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَرَادَ الاعْتِكَافَ ، فَاسْتَأْذَنَتْهُ عَائِشَةُ لِتَعْتَكِفَ مَعَهُ ، فَلَمَّا رَأَتْهُ زَيْنَبُ مَعَهُ ، فَأَذِنَتْ لَهَا ، فَضَرَبَتْ خِبَاءَهَا ، فَسَأَلَتْهَا حَفْصَةُ تَسْتَأْذِنُ لَهَا لِتَعْتَكِفَ مَعَهُ ، فَلَمَّا رَأَتْهُ زَيْنَبُ ضَرَبَتْ مَعَهُنَّ ، وَكَانَتِ امْرَأَةً غَيُورًا ، فَرَأَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَخْبِيَتَهُنَّ . فَقَالَ : " مَا هَذَا ؟ الْبِرَّ يُرِدْنَ بِهَذَا ؟ " فَتَرَكَ الاعْتِكَافَ حَتَّى أَفْطَرَ مِنْ رَمَضَانَ ، ثُمَّ اعْتَكَفَ فِي عَشْرٍ مِنْ شَوَّالٍ . صحيح ابن خزيمة » كِتَابُ الصِّيَامِ »جُمَّاعُ أَبْوَابِ الاعْتِكَافِ » بَابُ الاعْتِكَافِ فِي شَوَّالٍ إِذَا فَاتَ الاعْتِكَافُ و مستخرج أبي عوانة » مُبْتَدَأُ كِتَابِ الصِّيَامِ » بَابُ بَيَانِ الإِبَاحَةِ لِلنِّسَاءِ أَنْ يَعْتَكِفْنَ
21- حدثنا إسماعيل قال حدثني أخي عن سليمان عن هشام بن عروة عن أبيه عن عائشة رضي الله عنها أن نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم كن حزبين فحزب فيه عائشة وحفصة وصفية وسودة والحزب الآخر أم سلمة وسائر نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم وكان المسلمون قد علموا حب رسول الله صلى الله عليه وسلم عائشة فإذا كانت عند أحدهم هدية يريد أن يهديها إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم أخرها حتى إذا كان رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيت عائشة بعث صاحب الهدية بها إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيت عائشة فكلم حزب أم سلمة فقلن لها كلمي رسول الله صلى الله عليه وسلم يكلم الناس فيقول من أراد أن يهدي إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم هدية فليهده إليه حيث كان من بيوت نسائه فكلمته أم سلمة بما قلن فلم يقل لها شيئا فسألنها فقالت ما قال لي شيئا فقلن لها فكلميه قالت فكلمته حين دار إليها أيضا فلم يقل لها شيئا فسألنها فقالت ما قال لي شيئا فقلن لها كلميه حتى يكلمك فدار إليها فكلمته فقال لها لا تؤذيني في عائشة فإن الوحي لم يأتني وأنا في ثوب امرأة إلا عائشة قالت فقالت أتوب إلى الله من أذاك يا رسول الله ثم إنهن دعون فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فأرسلت إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم تقول إن نساءك ينشدنك الله العدل في بنتأبي بكر فكلمته فقال يا بنية ألا تحبين ما أحب قالت بلى فرجعت إليهن فأخبرتهن فقلن ارجعي إليه فأبت أن ترجع فأرسلن زينب بنت جحشفأتته فأغلظت وقالت إن نساءك ينشدنك الله العدل في بنت ابن أبي قحافة فرفعت صوتها حتى تناولت عائشة وهي قاعدة فسبتها حتى إن رسول الله صلى الله عليه وسلم لينظر إلى عائشة هل تكلم قال فتكلمت عائشة ترد على زينب حتى أسكتتها قالت فنظر النبي صلى الله عليه وسلم إلى عائشة وقال إنها بنت أبي بكر .
صحيح البخاري » كِتَاب الْهِبَةِ وَفَضْلِهَا وَالتَّحْرِيضِ عَلَيْهَا ... » بَاب مَنْ أَهْدَى إِلَى صَاحِبِهِ وَتَحَرَّى بَعْضَ، مسند احمد، صحیح مسلم و تهذیب الکمال... که در غیر از بخاری این جمله آمده است: ألست تحبين ما أحب فقالت بلى قال فأحبي هذه
*******************************************************************************************************************
22- امام صادق علیه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: وَلِلحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یَغتابُ إِذا غابَ وَیَتَمَلَّقُ إِذا شَهِدَ وَیَشمَتُ بِالمُصیبَةِ. بحار الانوار: ج 96، ص 206، میزان الحكمة 532
23- امیر المؤمنین علیٌّ علیهالسلام: خِیارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ: الزَّهوُ ، والجُبنُ ، والبُخلُ ؛ فإذا كانتِ المَرأةُ مَزهُوَّةً لَم تُمَكِّنْ مِن نَفسِها ، وإذا كانت بَخیلَةً حَفِظَت مالَها ومالَ بَعلِها ، وإذا كانت جَبانَةً فَرِقَت مِن كُلِّ شَیءٍ یَعرِضُ لَها. نهج البلاغة : الحكمة 234 منتخب میزان الحكمة : 510
24- (25296) 5 - وعن أبي علي الأشعري، عن محمد بن عبد الجبار، عن صفوان، عن إسحاق بن عمار قال: قلت لأبي عبد الله (عليه السلام): المرأة تغار على الرجل تؤذيه قال: ذاك من الحب.
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج ٢٠ - الصفحة ١٥٧.
الكافي - الشيخ الكليني - ج ٥ - الصفحة ٥٠٦
وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج ٢٠ - الصفحة ١٥٧.
الكافي - الشيخ الكليني - ج ٥ - الصفحة ٥٠٦
25- (10180) - عن عبدالرحمن بن الحجاج رفعه قال: بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) قَاعِدٌ إِذْ جَاءَتِ امْرَأَةٌ عُرْيَانَةٌ حَتَّى قَامَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي فَجَرْتُ فَطَهِّرْنِي. قال: وَ جَاءَ رَجُلٌ يَعْدُو فِي أَثَرِهَا وَ أَلْقَى عَلَيْهَا ثَوْباً، فقال: ماهي منك؟ فقال: صَاحِبَتِي يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَوْتُ بِجَارِيَتِي فَصَنَعَتْ مَا تَرَى . فقال: ضمها إليك، ثم قال: إِنَّ الْغَيْرَاءَ لَا تُبْصِرُ أَعْلَى الْوَادِي مِنْ أَسْفَلِهِ. الكافي ج5 كتاب النكاح (باب غيرة النساء)
26- فدخلها من الغیرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك وتعالى كتب على النساء غیرة وكتب على الرجال جهاداً. علل شرایع ص ۶۰۳ باب ۱۴۹ و بحار الانوار باب 7 ص ۲۰۱ حدیث ۳۱
27- بحار الانوار ج 12ص 111 : بالاسناد إلى الصدوق ، عن أبیه ، عن محمد العطار ، عن ابن أبان ، عن ابن اورمة ، عن عمرو بن عثمان ، عن العبقری ، عن إسرائیل ، عن أبى إسحاق ، عن حارثة ابن مضرب ، ( 3 ) عن علی علیه السلام قال : شب إسماعیل وإسحاق فتسابقا ، فسبق إسماعیل ، فأخذه إبراهیم فأجلسه فی حجره وأجلس إسحاق إلى جنبه ، فغضبت سارة وقالت : أما إنك قد جعلت أن لا تسوی بینهما فاعزلها عنی ، فانطلق إبراهیم بإسماعیل وبامه هاجر حتى أنزلهما مكة
27- بحار الانوار ج 12ص 97: أبی ، عن النضر ، عن هشام ، عن أبی عبدالله علیه السلام قال : إن إبراهیم علیه السلام كان نازلا فی بادیة الشام فلما ولد له من هاجر إسماعیل علیه السلام اغتمت سارة من ذلك غما شدیدا لانه لم یكن له منها ولد ، وكانت تؤذی إبراهیم فی هاجر فتغمه فشكا إبراهیم ذلك إلى الله عزوجل ، فأوحى الله إلیه : إنما مثل المرأة مثل الضلع العوجاء إن تركتها استمتعت بها ، وإن أقمتها كسرتها . ثم أمره أن یخرج إسماعیل علیه السلام وامه عنها ، فقال : یارب إلى أی مكان ؟ قال : إلى حرمی وأمنی وأول بقعة خلقتها من الارض وهی مكة
28- بحار الانوار ج 12 ص 101: عن محمد بن قزعة ( 6 ) قال : قلت لابی عبدالله علیه السلام : إن من قبلنا یقولون : إن إبراهیم خلیل الرحمن علیه السلام ختن نفسه بقدوم على دن ، فقال : سبحان الله لیس كما یقولون ، كذبوا على إبراهیم علیه السلام ، فقلت له : صف لی ذلك ، فقال : إن الانبیاء علیهم السلام كانت تسقط عنهم غلفهم مع سررهم یوم السابع ، ( 1 ) فلما ولد لابراهیم إسماعیل من هاجر ( 2 ) عیرتها سارة بما تعیر به الاماء ، قال : فبكت هاجر واشتد ذلك علیها ، فلما رآها إسماعیل تبكی بكی لبكائها ، قال : فدخل إبراهیم علیه السلام فقال : ما یبكیك یا إسماعیل ؟ فقال : إن سارة عیرت امی بكذا وكذا فبكت فبكیت لبكائها ، فقام إبراهیم علیه السلام إلى مصلاه فناجى ربه عزوجل فیه ، وسأله أن یلقی ذلك عن هاجر ، قال : فألقاه الله عزوجل عنها ، فلما ولدت سارة إسحاق وكان یوم السابع ( 3 ) سقطت من إسحاق سرته ولم تسقط غلفته ، قال : فجزعت من ذلك سارة ، فلما دخل علیها إبراهیم قال : یا إبراهیم ما هذا الحادث الذی قد حدث فی آل إبراهیم وأولاد الانبیاء ، ! هذا ابنك إسحاق قد سقطت عنه سرته ولم تسقط عنه غلفته ، فقام إبراهیم علیه السلام إلى مصلاه فناجى فیه ربه عز وجل وقال : یا رب ما هذا الحادث الذی قد حدث فی آل إبراهیم وأولاد الانبیاء ؟ هذا إسحاق ابنی قد سقطت سرته ولم تسقط عنه غلفته ، قال : فأوحى الله عزوجل : أن یا إبراهیم هذا لما عیرت سارة هاجر ، فآلیت أن لا اسقط ذلك عن أحد من أولاد الانبیاء بعد تعییرها لهاجر ، فاختن إسحاق بالحدید وأذقه ( 4 ) حر الحدید ، قال : فختن إبراهیم علیه السلام إسحاق بحدید فجرت السنة بالختان فی الناس بعد ذلك .
29- (1) عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ، قَالَ : " لا یَجْتَمِعُ فِی جَوْفِ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ غُبَارٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَفَیْحُ جَهَنَّمَ ، وَلا یَجْتَمِعُ فِی جَوْفِ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ الإِیمَانُ وَالْحَسَدُ " شعب الإیمان للبیهقی » الثَّالِثُ وَالأَرْبَعُونَ مِنْ شُعَبِ الإِیمَانِ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر