اهل تشیع می گویند: طبق روایات خود اهل سنت برخى از مردان وارد خانه عائشه مىشدند و شب در آن جا مىماندند و صبح درحالىكه محتلم شده بودند، غسل مىكردند. حال سؤال این جا است كه این مردان نامحرم در خانه عائشه، چه مىكردهاند؟چرا شب در خانه عائشه ماندهاند تا در آن جا محتلم شوند؟اگر این مطلب واقعیت داشته باشد، باید به مظلومیت پیامبر (ص) گریه كرد كه چگونه همسر او با سفارشات پیامبر خدا مخالفت و مردان نامحرم را به خانه خود راه مىداده است.اما اگر واقعیت نداشته، چرا اهل سنت چنین تهمتهاى زشت را به همسر رسول خدا زده و این مطالب را در صحیحترین كتابهاى خود نقل كردهاند؟
جواب...
این نه تنها تبلیس و دروغی بزرگی در حق اهل سنت و کتب حدیث است بلکه بازی با عقل جوانان تشیع می باشد.
توضیحات در ادامه مطلب
اهل تشیع می گویند: طبق روایات خود اهل سنت برخى از مردان وارد خانه عائشه مىشدند و شب در آن جا مىماندند و صبح درحالىكه محتلم شده بودند، غسل مىكردند. حال سؤال اين جا است كه اين مردان نامحرم در خانه عائشه، چه مىكردهاند؟چرا شب در خانه عائشه ماندهاند تا در آن جا محتلم شوند؟اگر اين مطلب واقعيت داشته باشد، بايد به مظلوميت پيامبر (ص) گريه كرد كه چگونه همسر او با سفارشات پيامبر خدا مخالفت و مردان نامحرم را به خانه خود راه مىداده است.اما اگر واقعيت نداشته، چرا اهل سنت چنين تهمتهاى زشت را به همسر رسول خدا زده و اين مطالب را در صحيحترين كتابهاى خود نقل كردهاند؟
استدلال شان از الفاظ ذیل است که در تعدادی از احادیث به کار رفته اند:
1- عن عبد اللَّهِ بن شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ قال كنت نَازِلًا على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمْتُ في ثَوْبَيَّ ... ترجمه اهل تشیع: من بر خانه عائشه وارد شدم؛ پس در لباس خود محتلم شدم... مسلم
2- عن هَمَّامِ بن الحرث أَنَّهُ كان عِنْدَ عَائِشَةَ رضي الله عنها فَاحْتَلَمَ... ترجمه اهل تشیع: كه او در نزد عائشه بود كه محتلم شد... ابو داود
3- ان رَجُلاً مِنَ النخغ كان نَازِلاً على عَائِشَةَ فَاحْتَلَمَ... ترجمه اهل تشیع: مردى از قبيله نخع بر عائشه وارد و محتلم شد... مسند احمد
4- عن عَلْقَمَةَ وَالْأَسْوَدِ أَنَّ رَجُلًا نَزَلَ بِعَائِشَةَ.... ترجمه اهل تشیع: مردى بر عائشه وارد (و جنب شد)...مسلم
می گویند:ابو داود، امام احمد و مسلم می نویسند خولانى، ابن الحرث،مردی از قبیله نخع و مردی گمنام در خانه عائشه محتلم شده اند.
5- عن هَمَّامِ بن الحرث قال ضَافَ عَائِشَةَ ضَيْفٌ فَأَمَرَتْ له بِمِلْحَفَةٍ صَفْرَاءَ فَنَامَ فيها فَاحْتَلَمَ.... ترجمه اهل تشیع: همام بن حرث گفت: شخصى مهمان عائشه شد، عائشه دستور داد كه ملحفه زردى بر روى او بيندازند، پس مهمان خوابيد و محتلم شد..
می گویند: ترمذى مىنويسد كه مهمانى در خانه عائشه وارد شد، عائشه ملحفه زردى بر روى او انداخت و او در خواب محتلم شد.
این نه تنها تبلیس و دروغی بزرگی در حق اهل سنت و کتب حدیث است بلکه بازی با عقل جوانان تشیع می باشد.
در هیچ یکی از احادیث الفاظی که معنی "خانه، وارد شدم و وارد شد " را بدهد وجود ندارد. چون در عربی معنی این الفاظ، بیت، دخلتُ و دخلَ می شوند. ودر حدیث امام احمد این شخص را به عنوان مردی از قبیله نخع معرفی نموده و نمی گویند که همان همام است. چون این حدیث را دو نفر روایت می کنند که یکی اسم همام را می برد و دومی اسم نمی برد و میگوید مردی از قبیله نخع که همان همام است و از قبیله نخع می باشد.
ابو داود مسلم و احمد ننوشته اند که همچنین افرادی در خانه عایشه وارد و جنب شدند و یا ترمذی نگفته است که مهمانى در خانه عائشه وارد شد، عائشه ملحفه زردى بر روى او انداخت و چنین منظوری هم نداشتند بلکه پیرامون حکم منی این احادیث را نقل کرده اند.
در احادیث لفظ "کنتُ نازلاً، کانَ نازلاً و نزلَ" با ترتیب معنی "مهمان بودم، مهمان بود و مهمان شد" را می دهند. و ترجمه لفظ به لفظ آنها هم، "فرود آینده بودم، فرود آینده بود و فرود آمد" قانون در ترجمه متون این است پیرو اصطلاح آن مردم بود. این لهجه قریش است و هنگامی این الفاظ را به کار می بندند که شخصی از جای دور سفر نموده و به آنجا آمده باشد و نازلا را در مقابل مسافرا به کار می بندند حالا اگر مقصدش شخص معینی باشد با علی و بـ معین می کنند. نُزلاً 6 که در قرآن به معنی پذیرای و محل پذیرای آمده است نیز دال بر این معنی است. لسان العرب واژه "تضَّیفتهُ" را "نَزلت بهِ" ترجمه می کند در فارسی معنی " مهمانش نمودم می شود و منزل هم چه در فارسی و چه در عربی معنی اتاق خواب با حجره را نمی دهد. مصدر این کلمات نزول است که به معنی فرود آمدن می باشد و در قرآن زیاد آمده است که هیچ جا معنی وارد شدن، داخل شدن و امثال این را نداده است. مثلاً ما نمی توانیم "نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ" 7 را به فارسی "کتاب را بر تو وارد کردیم یا در خانه تو داخل کردیم" ترجمه کنیم و یا بگویم منظور داخل خانه است. کلمه "عند" که به فارسی معنی نزد و پیش را می دهد، در قرآن زیاد آمده است و در هیچ جای آن به معنی "داخل خانه، کنار شخص و چسپیده به آن" نیامده است. مثلاً "مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ" 8را نمی توان گفت که هرچه چسپیده یا در کنار شما است تمام می شود و یا گفت که منظور "هر چه درخانه شما است" می باشد.
در بحار الانوار که کتاب خود اهل تشیع است در مورد هجرت پیامبر ص آمده است: "نازلا على كلثوم بن الهدم" و یا "وكان نازلا على عمرو بن عوف" که نمی توان منظور گرفت که در اطاق خواب این اشخاص بود و خوابید. 9
در عربی با لهجه قریش چیزی که معنی "ورود و دخول" را بدهد و یا معنی "داخل خانه شخص" یا نزدیک آن شدن" را بتوانیم منظور بگیریم، لفظ "دخول" است. مثلاً در قرآن آمده است"إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا"10 یعنی هنگامى كه بر او وارد شدند، سلام گفتند. در احادیث هم جاهای زیادی این الفاظ به کار رفته اند.
حالا اگر کسی که از جای دیگری به شهری سفر می کند و می گوید من نزد فلان شخص بودم یا مهمان آن شخص بودم و یا کسی می گوید فلانی مهمان فلانی بود، هیچ عاقلی به خودش اجازه نمی دهد که فکر کند آن مهمان در اتاق خواب او بوده است و یا شب با او در یک اطاق خوابیده است.
ازواج مطهرات در زندگی خصوصی پیامبر قرار داشتند و بیشتر از بقیه شاهد رفتار و کردار ایشان بودند و خدا هم به آنها گفته بود: آنچه را از آیات خدا و حکمت در خانه های شما می خوانند به یاد داشته باشید. به ویژه حضرت عایشه که خانه او مرکز و حی بود، رسول الله بیشتر اوقات در کنار او بودند و با این منظور با او که در سنین پایین تری قرار داشت ازدواج کردند تا راحت تر همه چیز در حافظه او ضبط شود، مدت زمان طولانی تری این خاطرات را زنده نگهداشته و سنت رسول الله را به ملت پیشتری باز گو کند. محدثین و دانشمندان هم از موضوع کاملا آگاه بودندکه برای کسب علم نزد او می آمدند و محل خواب این دسته از مهمان ها همان جای بود که مهمان های خود پیامبر در زمان حیات ایشان در آنجا می خوابیدند. از روایت ابن یسار که گفته است:" اصحاب صفه در زمان رسول الله در مسجد می خوابیدند"11 و روایت این عمر که گفته است:" وقتی جوان بودیم در زمان رسول الله در مسجد می خوابیدیم"، چنین به نظر می رسد که مسجد محل خواب مهمان های رسول الله باشد.12
ترجمه مجموعه احادیثی که اهل تشیع از آن ها تعبیر نا به جا نموده اند:
1- عبد بن شهاب خولانی می گوید:" مهمان عایشه بودم که در لباس هایم محتلم شدم . در آب فرو برده بودم که کنیز عایشه مرا دید و به عایشه خبر داد. عایشه او را سمت من من فرستاد که گفت: چه چیزی ترا واداشت که با لباس هایت چنین کاری بکنی؟ خولانی می گوید که گفتم: آنچیزی را دیده بودم که شخص در خواب خود می بیند. گفت: آیا در لباس هایت چیزی را دیدی؟ گفتم: نه. گفت: اگر چییزی را می دیدی می شستی! من خودم اینطور بودم ؛ آن را که خشک بود از لباس رسول الله با ناخنم از بین می بردم". مسلم
2- ابراهیم از همام بن حرث روایت می کند که او نزد عایشه بود، محتلم شده بود. کنیز عایشه او را که درحال شستن اثر جنابت از لباس هایش یا در حال شستن لباس هایش دید و به عایشه خبر داد. عایشه گفت: من خودم اینطور بودم که آن را از لباس رسول الله با مالیدن از بین می بردم. ابو داود
3- عفان و بهز گفتند: شعبه به ما حدیث بیان کد و گفت: حکم به من از همام بن حرث خبر داد که او مهمان عایشه بود؛ بهز گفت: مردی از نخع مهمان عایشه بود. محتلم شده بود. کنیز عایشه او را که درحال شستن اثر جنابت از لباس هایش یا در حال شستن لباس هایش دید. بهز اینطور گفت. شعبه گفت: عایشه فرمود که من اینطور بودم آن را با مالیدن از لباس رسول الله برطرف می کردم و بیش تر از این کاری انجام نمی دادم. مسند احمد
4- علقمه و بهز می گویند:" مردی مهمان عایشه بود، صبح که لباسش را می شست، عایشه گفت: برای تو همین کافی بود که اگر آن را دیده بودی محل آن را می شستی و اگر ندیده بودی اطراف آن را آب می پاشیدی. من اینطور بودم که از لباس رسول الله با مالیدن برطرف می کردم و در آن نماز می خواند. مسلم
5- همام بن حارث می گوید:"شخصى مهمان عائشه شد، او برایش ملحفه زردى را دستور داد، که در آن خوابيد و محتلم شد. خجالت کشید که آن را به عایشه بفرستد و در آن اثر احتلام باشد. در آب فرو برد و سپس آن را فرستاد. عایشه گفت: چرا لباس ما را خراب کردی کافی بود که آن ار با انگشتانت می مالیدی. خیلی مواقع من آن را از لباس رسول الله با انگشتانم با مالیدن از بین می بردم. ترمذی
نتیجه:
1- در این احایث حکم منی توسط حضرت عایشه توضیح داده شد که کسی از آن خبر نداشت.
2- مهمان در خانه عایشه نخوابیده بود.
3- مهمان در کنار عایشه نخوابیده بود چون عایشه از جریان کاملا بی خبر بود و صبح در موقع شستن لباس متوجه جریان شد.
4- جنب شدن در خواب یک چیز طبیعی است که برای هر مردی ناخداگاه اتفاق می افتد و ربطی به میزبان ندارد.
6- حضرت عایشه اطاقک محقر و کوچکی داشت و با کنیزش در آن زندگی می کرد که قسمتی از آن قبر بود و در کنارش سمت شمال خانه فاطمه، سمت جنوب خانه سوده، غرب مسجد بود و دو در داشت که یکی به طرف مسجد باز می شد که محل تجمع مردم خواب مردم بود و دیگری سمت شرق باز می شد که صحن مشترک خانه های پیامبر ص بود که جای برای سوء ظن برای آدم عاقل باقی نیست.
متن عربی این احادیث:
1-
وحدثنا أحمد بن جواس الحنفي أبو عاصم حدثنا أبو الأحوص عن شبيب بن غرقدة عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شِهَابٍ الْخَوْلَانِيِّ ، قَالَ : " كُنْتُ نَازِلًا عَلَى عَائِشَةَ ، فَاحْتَلَمْتُ فِي ثَوْبَيَّ ، فَغَمَسْتُهُمَا فِي الْمَاءِ ، فَرَأَتْنِي جَارِيَةٌ لِعَائِشَةَ ، فَأَخْبَرَتْهَا ، فَبَعَثَتْ إِلَيَّ عَائِشَةُ ، فَقَالَتْ : مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ بِثَوْبَيْكَ ؟ قَالَ : قُلْتُ : رَأَيْتُ مَا يَرَى النَّائِمُ فِي مَنَامِهِ ، قَالَتْ : هَلْ رَأَيْتَ فِيهِمَا شَيْئًا ؟ قُلْتُ : لَا ، قَالَتْ : فَلَوْ رَأَيْتَ شَيْئًا غَسَلْتَهُ ، لَقَدْ رَأَيْتُنِي وَإِنِّي لَأَحُكُّهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، يَابِسًا بِظُفُرِي .
مسلم باب كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ
2- عن إبراهيم عن همام بن الحارث أنه كان عند عائشة رضي الله عنها فاحتلم فأبصرته جارية لعائشة وهو يغسل أثر الجنابة من ثوبه أو يغسل ثوبه فأخبرت عائشة فقالت لقد رأيتني وأنا أفركه من ثوب رسول الله صلى الله عليه وسلم قال أبو داود رواه الأعمش كما رواه الحكم
سنن ابی داود كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب الْمَنِيِّ يُصِيبُ الثَّوْبَ
3- 24983 - حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا عفان وبهز قالا ثنا شعبة قال الحكم أخبرني عن إبراهيم عن همام بن الحرث انه كان نازلا على عائشة قال بهز : ان رجلا من النخع كان نازلا على عائشة فاحتلم فأبصرته جارية لعائشة وهو يغسل أثر الجنابة من ثوبه أو يغسل ثوبه قال بهز هكذا قال شعبة فقالت لقد رأيتني وما ازيد على ان افركه من ثوب رسول الله صلى الله عليه و سلم
مسند امام احمد
4-
وحدثنا يحيى بن يحيى أخبرنا خالد بن عبد الله عن خالد عن أبي معشر عن إبراهيم عَنْ عَلْقَمَةَ ، وَالأَسْوَدِ ، أن رجلا ، نزل بعائشة ، فأصبح يغسل ثوبه ، فقالت عائشة " إِنَّمَا كَانَ يُجْزِئُكَ إِنْ رَأَيْتَهُ أَنْ تَغْسِلَ مَكَانَهُ ، فَإِنْ لَمْ تَرَ ، نَضَحْتَ حَوْلَهُ ، وَلَقَدْ رَأَيْتُنِي أَفْرُكُهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَرْكًا ، فَيُصَلِّي فِيهِ " .
مسلم باب كِتَاب الطَّهَارَةِ، بَاب حُكْمِ الْمَنِيِّ
5- عن همام بن الحارث قال ضاف عائشة ضيف فأمرت له بملحفة صفراء فنام فيها فاحتلم فاستحيا أن يرسل بها وبها أثر الاحتلام فغمسها في الماء ثم أرسل بها فقالت عائشة لم أفسد علينا ثوبنا إنما كان يكفيه أن يفركه بأصابعه وربما فركته من ثوب رسول الله صلى الله عليه وسلم بأصابعي
6- 198 آل عمران،102 و 107 کهف،22 مومنون،19 سجده،62 صافات،32 فصلت،
7- 3 آل عمران
8- 69 نحل
9- بحار الانوار ج 19 ص 106 و ج 55ص
10- 52 حجر
11- مصنف ابن أبي شيبة، كتاب الصلاة ، أَبْوَابُ سُجُودِ السَّهْوِ، فِي النَّوْمِ فِي الْمَسْجِدِ
12- سنن الترمذي،كتاب الصلاة، صفة الصلاة، باب ما جاء في النوم في المسجد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر