با وجود اینکه در کتب معتبر تشیع روایت های زیادی دال بر محرمیت از رضاع کبیر موجود است7و نیز ثابت شده است که با ریختن شیر در دهن بدون نهادن پستان محرمیت ایجاد می شودکه این روایت در من لایحضره الفقیه و وسائل الشیعه اینطور آمده است که ابو عبد الله علیه سلام فرمودند: ریختن شیر در دهن بچه به منزله شیر دادن است8، اما بی حرمتی به جای رسیده است که بعضی از اهل تشیع می گویند عایشه پستانش را در دهن مردان بالغ غریبه نهاده و با این کار سبب آزار رسول الله شد. برخی هم روایات اهل سنت را می خواهند زیر سوال ببرند که نشان دهند اهل سنت خود بی حرمتی کرده اند و برای اثبات این ادعای پوچ، از تزویر و کلاهبرداری استفاده می نمایند طوری که روایات اهل سنت را از هرجا سانسور نموده و با سرهم کردن چند جمله مطلبی را ارائه می دهند که فقط مردم نادان متوجه نیرنگ آنها نشده و فکر می کنن این جریان واقعیت دارد.
نخست لازم است که بدانید نه خود حضرت عایشه به مرد بالغی شیر داده است و نه کسی از بستگانش به جز زن ابو حذیفه که خود رسول الله دستور داده بودند به پسر خوانده شوهرش شیر دهد تا محرم شود! آن هم طوری بود که شیر را در ظرفی نموده به او میدادند. بر اساس اين روايت، عائشه معتقد به رضاع کبیر بوده و به دختران خواهر و دختران برادرش دستور داده است. با این وجود فقط برادر زادۀ حفصه را آن هم در سنین شیر خوارگی نزد خواهرش ام کلثوم فرستاده است که شیر بدهد و طبق روایت به دست آمده چنین به نظر می رسد خود حضرت عایشه یک پسر را شیر داده است که چون سنین شیر خوارگی را رد کرده بود مورد انتقاد بقیه مادران مؤمنان واقع شد.
حالا ما برای روشن شدن قضیه، روایت را به طور کامل مرور می کنیم
عروة بن زبیر از عایشه همسر پیامبر ص و ام سلمه روایت می کند که ابو حذیفة سالم را پسرخوانده گرفته و خواهر زاده اش را در نکاح او در آورده بود. همانطور که رسول الله زید را پسر خوانده گرفته بودند. در جاهلیت شخصی کسی را پسر خوانده می گرفت مردم او را به آن شخص نسبت می دادند و حتی میراث هم می برد تا اینکه خدا در آن مورد آیه نازل کرد... و دستور دادبه پدر های شان نسبت داده شوند و کسیکه پدرش مشخص نیست، دوست وبرادر دینی شماست. زن ابو حذیفه آمد و گفت یا رسول الله ما سالم را پسر می دانستیم و با من و ابی حذیفه در یک خانه زندگی می کرد حالا تو لطفی به من نشان بده که خداوند متعال در مورد پسر خوانده ها چیزی را نازل کرده است که خودت دانی! در مورد او چه نظر می دهی؟ پیامبر ص فرمودند: او را شیر بده. او پنج بار شیر خورد و به مثل پسر رضاعیش شد و بر اساس اين روايت، عائشه به دختران خواهر و دختران برادرش دستور مىداد به کسانی كه او می پسندید، آن ها را ببيند و بر او وارد شوند؛ پنج بار شير بدهند؛ اگر چه بزرگ بودند. ام سلمه و بقیه زنهای پیامبر ص از اینکه با آن نوع شیر خوردن هر کس بر آنها وارد شود، ممانعت کردند تا اینکه در گهواره شیر خورده باشد و به عایشه هم گفتند: بخدا ما نمی دانیم شاید آن رخصت از طرف رسول الله ویژه سالم باشد نه مردم.1
در اینجا از جمله "اگر چه بزرگ باشد" نمی توان مرد بالغ را منظور گرفت، چون در دیدگاه مخالف جمله "در گهواره باشد" آمد است. یعنی دیدگاه بقیه زنهای رسول الله این بود که محرمیت فقط با شیر خوردن در گهواره یعنی سن رضاع ثابت می شود و عایشه دیدگاهش این بود که در سن رضاع محدود نیست و به بچه بزرگ هم محرمیت ثابت می شود در حدیکه مقداری از سنین شیر خوارگی گذشته است نه مرد بالغ و عملکرد خود ایشان نیز این نظریه را تایید می کند.
به هر نسبت در این روایت هیچ جا اشاره نشده است که عایشه خودش به کسی شیر داده باشد و یا کسی از دختران خواهر و دختران برادرش شیر خورده باشد و فقط دیدگاه فقهی او را بیان می کند که با آن دلیل به دختران خواهر و دختران برادرش دستور مىداده است.
در روایت مؤطا آمده است: نافع روایت می کند که سالم پسر عبد الله بن عمر(برادر زاده حفصه زن پیامبر) به او خبر داد که عایشه ام المؤمنین او را در حالیکه شیر خوار بود به خواهرش ام کلثوم دختر ابی بکر فرستاده و گفت: ده بار او را شیر بده تا بر من داخل شود. سالم گفت: ام کلثوم مرا سه بار شیر داد سپس مریض شد و بجز سه بار شیر نداد. من نمی توانستم بر عایشه وارد شوم چون ام کلثوم ده مرتبه شیر را تکمیل نکرده بود.2
این روایت به وضوح بیان می کند که عایشه برادر زاده حفصه را در زمان شیر خوارگی به نزد خواهرش فرستاده است و از نگاه تاریخی هم تطابق دارد چون ام کلثوم بعد از فوت ابی بکر به دنیا آمد و او در زمان عثمان و اختلاف سنی آنها در حدود پانزده سال است. احتمال دارد در آن زمان دو یا سه سال داشته باشد که به یادش مانده است.
تا اینجا ثابت شد که عایشه نه خودش به مردی بالغی شیر داده است و نه دستور داده است.
در روایت مسلم زینب دختر ام سلمه گفته است: ام سلمه به عایشه گفت: پسر نوجوانی وارد خانه تو می شود که من دوست ندارم وارد خانه من شود. عایشه گفت: رسول الله برای تو الگو نیست...3
این روایت بیان می کند که این پسر هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و اما از اینکه چه کسی این را شیر داد و در چه مرحله از سنش، فتح الملحم شرح مسلم در توضیح همین حدیث می گوید: دیدگاه عایشه رضی الله عنه این بود که شیر دادن بزرگ محرمیت ایجاد می کند و خود او عملا پسری را شیر داده بود که وارد خانه او می شد وبقیه مادران مؤمنان آن را انکار کردند.4
از روایت فتح الملحم مشخص می شود که آن پسر نو جوان که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و وارد خانه عایشه می شد در زمان طفلی از عایشه شیر خورده است و احتمالا در سن زیر دوسال نبوده است که ام سلمه رض ایراد گرفت.
چیزی که لازم است و باید توضیح داده شود این است که هر کجا رضاعت، شیر دادن و یا شیر خوردن استفاده شد، معنیش این نیست که طرف خودش شخصاً آن را شیر داده باشد و یا پستانش را در دهن او گذاشته باشد بلکه مطلق شیر دادن منظور است حالا ممکن است در ظرفی نموده و به او خورانده باشد و یا با تکفل آن، دیگری آن را شیر داده باشد.
چون رسول الله ص که به زن ابو حذیفة اجازه داده بودند که به سالم شیر دهد و او پستانش را در دهن سالم نگذاشته بود. پدر زهری توضیح می دهد: شیر در ظرفی مقدار شیر خوردن بچه دوشیده می شد سپس سالم تا مدت پنج روز هر روز از آن می خورد.5
روایت غامدیه ثابت می کند که رضاعت برای عهده دار شدن هم اطلاق می شود. چون پیامبر ص در مورد غامدیة گفتند: ما او را رجم نمی کنیم در حالیکه بچه اش کوچک است و کسی نیست او را شیر دهد. مردی از انصار بلند شد و گفت: ای پیامبر خدا شیردهی بچه با من. راوی می گوید که سپس آن زن را رجم کردند.6
در اینجا مشخص است که خانمش و یا یکی از بستگانش آن بچه را شیر می دادند نه خود مرد چون مرد شیر ندارد و اگر مثل زنها شیر و پستان داشت راوی این مساله غیر عادی را نقل می کرد.
حالا سوال اینجاست که چرا ام المؤمنین عایشه تلاش می کرد،تعدادی محرم شود؟؟
جواب..... حضرت عایشه بعنوان معلم و شاهد زنده علم پیامبر، ناگزیر بودد علم حدیث را به شاگردانی که می توانند در جامه خدمت کنند بیاموزاند ولی برای احتیاط از این روایت به رضاع کبیر استدلال نمودند و به محارم خودش دستور دادند آن افرادی را که مناسب میداند شیر بدهند، نه هر هرکسی را.
متن عربی و آدرس روایات در ادامه...
متن عربی و آدرس روایات در ادامه...
1
رقم الحدیث: 2061
عروة بن الزبير عن عائشة زوج النبي صلى الله عليه وسلم وأم سلمة أن أبا حذيفة بن عتبة بن ربيعة بن عبد شمس كان تبنى سالما وأنكحه ابنة أخيه هند بنت الوليد بن عتبة بن ربيعة وهو مولى لامرأة من الأنصار كما تبنى رسول الله صلى الله عليه وسلم زيدا وكان من تبنى رجلا في الجاهلية دعاه الناس إليه وورث ميراثه حتى أنزل الله سبحانه وتعالى في ذلك ادعوهم لآبائهم إلى قوله فإخوانكم في الدين ومواليكم فردوا إلى آبائهم فمن لم يعلم له أب كان مولى وأخا في الدين فجاءتسهلة بنت سهيل بن عمرو القرشي ثم العامري وهي امرأة أبي حذيفة فقالت يا رسول الله إنا كنا نرى سالما ولدا وكان يأوي معي ومع أبي حذيفة في بيت واحد ويراني فضلا وقد أنزل الله عز وجل فيهم ما قد علمت فكيف ترى فيه فقال لها النبي صلى الله عليه وسلم أرضعيه فأرضعته خمس رضعات فكان بمنزلة ولدها من الرضاعة فبذلك كانت عائشة رضي الله عنها تأمر بنات أخواتها وبنات إخوتها أن يرضعن من أحبت عائشة أن يراها ويدخل عليها وإن كان كبيرا خمس رضعات ثم يدخل عليها وأبت أم سلمة وسائر أزواج النبي صلى الله عليه وسلم أن يدخلن عليهن بتلك الرضاعة أحدا من الناس حتى يرضع في المهد وقلن لعائشة والله ما ندري لعلها كانت رخصة من النبي صلى الله عليه وسلم لسالم دون الناس سنن أبي داود » كتاب النكاح » باب فيمن حرم به
2
رقم الحديث: 1255
(حديث موقوف) وَحَدَّثَنِي ، وَحَدَّثَنِي ، عَنْ مَالِك ، عَنْ نَافِعٍ ، أَنَّ سَالِمَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ أَخْبَرَهُ ، أَنَّ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ أَرْسَلَتْ بِهِ وَهُوَ يَرْضَعُ إِلَى أُخْتِهَا أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ ، فَقَالَتْ : " أَرْضِعِيهِ عَشْرَ رَضَعَاتٍ حَتَّى يَدْخُلَ عَلَيَّ " ، قَالَ سَالِمٌ : فَأَرْضَعَتْنِي أُمُّ كُلْثُومٍ ثَلَاثَ رَضَعَاتٍ ثُمَّ مَرِضَتْ ، فَلَمْ تُرْضِعْنِي غَيْرَ ثَلَاثِ رَضَعَاتٍ ، فَلَمْ أَكُنْ أَدْخُلُ عَلَى عَائِشَةَ مِنْ أَجْلِ أَنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ لَمْ تُتِمّ لِي عَشْرَ رَضَعَاتٍ . موطأ مالك رواية يحيى الليثي » كِتَاب الرَّضَاعِ » بَابُ رَضَاعَةِ الصَّغِيرِ
(حديث موقوف) وَحَدَّثَنِي ، وَحَدَّثَنِي ، عَنْ مَالِك ، عَنْ نَافِعٍ ، أَنَّ سَالِمَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ أَخْبَرَهُ ، أَنَّ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ أَرْسَلَتْ بِهِ وَهُوَ يَرْضَعُ إِلَى أُخْتِهَا أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ ، فَقَالَتْ : " أَرْضِعِيهِ عَشْرَ رَضَعَاتٍ حَتَّى يَدْخُلَ عَلَيَّ " ، قَالَ سَالِمٌ : فَأَرْضَعَتْنِي أُمُّ كُلْثُومٍ ثَلَاثَ رَضَعَاتٍ ثُمَّ مَرِضَتْ ، فَلَمْ تُرْضِعْنِي غَيْرَ ثَلَاثِ رَضَعَاتٍ ، فَلَمْ أَكُنْ أَدْخُلُ عَلَى عَائِشَةَ مِنْ أَجْلِ أَنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ لَمْ تُتِمّ لِي عَشْرَ رَضَعَاتٍ . موطأ مالك رواية يحيى الليثي » كِتَاب الرَّضَاعِ » بَابُ رَضَاعَةِ الصَّغِيرِ
3
رقم الحديث: 2647
عَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ، قَالَت : قَالَت أُمُّ سَلَمَةَ ، لِعَائِشَةَ : إِنَّهُ يَدْخُلُ عَلَيْكِ الْغُلَامُ الْأَيْفَعُ الَّذِي مَا أُحِبُّ أَنْ يَدْخُلَ عَلَيَّ ، قَالَ : فقَالَت عَائِشَةُ : أَمَا لَكِ فِي رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُسْوَةٌ ؟ قَالَت : إِنَّ امْرَأَةَ أَبِي حُذَيْفَةَ ، قَالَت : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنَّ سَالِمًا يَدْخُلُ عَلَيَّ وَهُوَ رَجُلٌ ، وَفِي نَفْسِ أَبِي حُذَيْفَةَ مِنْهُ شَيْءٌ ، فقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَرْضِعِيهِ حَتَّى يَدْخُلَ عَلَيْكِ " .
4
وكانت عائشه ـ رضي الله عنها ـ ترى أن إرضاع الكبير يحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وكان يدخل عليها، وأنكر بقية أمهات المؤمنين ذلك فتح المنعم شرح صحيح مسلم، ج5 ، ص622.
وكانت عائشه ـ رضي الله عنها ـ ترى أن إرضاع الكبير يحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وكان يدخل عليها، وأنكر بقية أمهات المؤمنين ذلك فتح المنعم شرح صحيح مسلم، ج5 ، ص622.
5
أخبرنا محمد بن عمر حدثنا محمد بن عبد الله بن أخي الزهري عن أبيه قال كان يحلب في مسعط أو إناء قدر رضعة فيشربه سالم كل يوم خمسة أيام وكان بعد يدخل عليها وهو حاسر رخصة من رسول الله لسهلة بنت سهيل >>> الطبقات الكبرى الجزء الثامن ( 113 من 118 )
6
حديث الغامديه قَالَ فَكَفَلَهَا رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ حَتَّى وَضَعَتْ قَالَ فَأَتَى النَّبِىَّ -صلى الله عليه وسلم- فَقَالَ قَدْ وَضَعَتِ الْغَامِدِيَّةُ. فَقَالَ « إِذًا لاَ نَرْجُمَهَا وَنَدَعَ وَلَدَهَا صَغِيرًا لَيْسَ لَهُ مَنْ يُرْضِعُهُ ». فَقَامَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ فَقَالَ إِلَىَّ رَضَاعُهُ يَا نَبِىَّ اللَّهِ قَالَ فَرَجَمَهَا
ما جاء في مسند أحمد (57/193) ومستخرج أبي عوانة (9/179) ومسند الصحابة في الكتب التسعة (8/336):
7
25941 ] 3 ـ محمد بن الحسن بإسناده ، عن محمد بن الحسن الصفار ، عن أحمد بن الحسن بن علي بن فضال ، عن ابن أبي عمير ، عن جميل بن دراج ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : إذا رضع الرجل من لبن امرأة حرم عليه كل شيء من ولدها ، وإن كان من غير الرجل الذي كانت أرضعته بلبنه ، وإذا رضع من لبن رجل حرم عليه كل شيء من ولده ، وإن كان من غير المرأة التي أرضعته . وسائل الشيعة / باب انه لا يحل للمرتضع اولاد المرضعة نسبا ولا رضاعا مع اتحاد الفحل ولا أولاد الفحل مطلقا .
[ 25944 ] 1 ـ محمد بن يعقوب ، عن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن ابن محبوب ، عن ابن سنان ـ يعني عبدالله ـ ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) ، قال : سئل وأنا حاضر ، عن امرأة أرضعت غلاما مملوكا لها من لبنها حتى فطمته هل لها أن تبيعه ؟ فقال : لا ، هو ابنها من الرضاعة حرم عليها بيعه واكل ثمنه ، ثمّ قال : أليس رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) قال : يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب .
وسائل الشيعة
4672 - وروى حريز، عن الفضيل بن يسار عن أبي عبدالله عليه السلام قال: (لا يحرم من الرضاع إلا ما كان مجبورا، قال: قلت: وما المجبور؟ قال: أم تربي، أو ظئر تستأجر، أو أمة تشترى).من لایحضره الفقیهج3(1297) 5 عنه عن علي بن ابراهيم عن أبيه عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة عن ابى عبدالله عليه السلام قال: لايحرم من الرضاع الا ماشد العظم وانبت اللحم، فاما الرضعة والرضعتان والثلاث حتى بلغ عشرا اذا كن متفرقات فلا بأس.الاستبصار
25947 ] 4 ـ علي بن جعفر في كتابه ، عن أخيه موسى ( عليه السلام ) قال : سألته عن امرأة أرضعت مملوكها ، ما حاله ؟ قال : إذا أرضعته عتق . وسائل الشيعة
8
*****
[ 25918 ] 3 ـ محمد بن علي بن الحسين قال : قال أبو عبدالله ( عليه السلام ) : وجور (1) الصبي (2) بمنزلة الرضاع
) الوجور : الدواء يصب في الفم
وسائل الشيعة
4683 - وقال أبوعبدالله عليه السلام: ((وجور الصبي اللبن بمنزلة الرضاع).
من لایحضره الفقیهج3
**************************************************************************************************
***********************************************************************
عن عبيدبن زرارة قال: قلت لابي عبدالله (ع): إنا أهل بيت كبير فربما كان الفرح والحزن الذي يجتمع فيه الرجال والنساء فربما استحيت المرأة أن تكشف رأسها عند الرجل الذي بينها وبينه الرضاع وربما استخف الرجل أن ينظر إلى ذلك فما الذي يحرم من الرضاع؟
فقال: ما أنبت اللحم والدم، فقلت: وما الذي ينبت اللحم والدم؟ فقال: كان يقال: عشر رضعات، قلت: فهل يحرم عشر رضعات؟ فقال: دع ذا، وقال لا ما يحرم من النسب فهو ما يحرم من الرضاع.
الکافی ج 5
(باب)* (حد الرضاع الذى يحرم)
(باب)* (حد الرضاع الذى يحرم)
4667 - وروى داود بن الحصين عن أبي عبدالله عليه السلام قال: (الرضاع بعد حولين قبل أن يفطم يحرم).
4683 - وقال أبوعبدالله عليه السلام: ((وجور الصبي اللبن بمنزلة الرضاع).
باب الرضاع
(1296) 4 محمد بن يعقوب عن عدة من اصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن معاوية بن وهب عن عبيد بن زرارة قال: قلت لابى عبدالله عليه السلام انا اهل بيت كثير فربما كان الفرح والحزن يجتمع فيه الرجال والنساء فربما استحيت المرأة ان تكشف رأسها عند الرجل الذى بينها وبينه الرضاع وربما استحيا الرجل ان ينظر إلى ذلك فما الذي يحرم من الرضاع؟ فقال: ما انبت اللحم والدم، فقلت: فما الذى ينبت اللحم والدم؟ فقال: كان يقال عشر رضعات.
قلت: فهل يحرم بعشر رضعات؟ فقال: دع ذا وقال: ما يحرم من النسب فهو يحرم من الرضاع.
(1314) 22 فاما ما رواه محمد بن أحمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن العباس بن عامر عن داود بن الحصين عن ابى عبدالله عليه السلام قال قال: الرضاع بعد الحولين قبل أن يفطم يحرم.
فهذا خبر شاذ لا يعارض ما قدمناه من الاخبار لكثرتها، ويجوز ان يكون خرج مخرج التقية لانه مذهب لبعض العامة، واما الذى رواه.
التهذیب
27 باب ما يحرم من النكاح من الرضاع وما لايحرم منه:
14 وأما ما رواه محمد بن علي بن محبوب عن محمد بن الحسين عن محمد بن سنان عن حريز عن الفضيل بن يسار عن أبي جعفر (ع) قال: لا يحرم من الرضاع إلا المجبورة أو خادم أو ظئر ثم يرضع عشر رضعات يروي الصبي وينام.
22 محمد بن أحمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن العباس بن عامر عن داود ابن الحصين عن أبي عبدالله (ع) قال: قال الرضاع بعد حولين قبل أن يفطم يحرم.
لان هذا الخبر موافق للعامة وقد خرج مخرج التقية.
(1305) 13 فاما ما رواه محمد بن علي بن محبوب عن محمد بن الحسين عن محمد بن سنان عن حريز عن الفضيل بن يسار عن ابى جعفر عليه السلام قال: لا
[316]
يحرم من الرضاع إلا المجبورة أو خادم أو ظئر قد رضع عشر رضعات يروى الصبى وينام.
فهذا الخبر ايضا لا ينافي ما قدمناه من الاخبار لانه متروك الظاهر لانه قد حرم من الرضاع من لا تكون مجبورة ولا خادما ولا ظئرا بان تكون امرأة متبرعة فارضعت انسانا مقدار ما يحرم، وإذا كان الامر كذلك فلا اعتراض به ايضا على ما قدمناه، فاما قوله عليه السلام في اخر الخبر: عشر رضعات يروى الصبي وينام.تفسير لكل رضعة لانه المفيد المعتبر دون المصات على ما يذهب اليه المخالفون.
(1306) 14 فاما الذي رواه علي بن الحسن عن محمد بن الحسن عن محمد بن ابى عمير عن بعض اصحابنا رواه عن ابى عبدالله عليه السلام قال: الرضاع الذى ينبت اللحم والدم هو الذى يرضع حتى يتضلع ويتملى وينتهي نفسه.
125 باب مقدار ما يحرم من الرضاع
====http://www.dd-sunnah.net/forum/showthread.php?t=145125
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر