راه دوســـتی به هدف برطرف سازی شک، شبه و افکار منفی از اذهان و ایجاد ارتباط سالم در میان جامعه و خانواده راه اندازی شده است و در راستای محبت و دوستی قدم بر می دارد....................
جـسـتـجـو درسـایت

همسران خوشبخت با اختلافات چگونه برخورد می کنند؟



اختلاف و كشمكش در روابط بين افراد اجتناب‌ناپذير است . مواقعي وجود داشته كه ديگران باعث عصبانیت ما شده اند و یا ما را آزرده اند. چنين شرايطي در اثر تعارضات بين فردي ايجاد مي‌شود كه مي‌توان گفت هنگامي به وجود مي‌آيند كه اعمال يك فرد با فرد ديگر مغايرت پيدا مي‌كند.همين‌طور كه دو نفر بيشتر به يكديگر وابسته مي‌شوند و رابطه یشان صميمانه‌تر باشد ، احتمال وقوع اختلاف و درگيري در آن بيشتر خواهد بود.
زندگي زوجین چنان با هم پيوند مي‌خورد كه موقعيت‌هاي بسيار زيادي براي بروز ناسازگاري به‌وجود مي‌آيد. این ناسازگاری ها به دلايل مختلفي اتفاق مي‌افتند. همسران ممكن است به خاطر کارهای روزمره منزل و کلاً بر سر هر چيزي جر و بحث كنند و روابطشان با بروز این اختلافات تيره و تار شود. بنابراين شناخت عوامل اصلي اختلاف و نحوه ي صحيح كنار آمدن با آن از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.
اختلاف و ناسازگاری چرا و چگونه بوجود می آید؟اصولا می توان موارد زیر را از عوامل اصلي ايجاد درگيري و ناسازگاری بين افراد عنوان کرد:
- اختلاف بر سر رفتارهاي خاص و تکراری. مانند : " کجا بودی؟" ، " باز هم دير كردي" ، "به صحبتهایم گوش نمی دی" ، "چرا با من به خرید نمی ری؟" و ...
- اختلاف بر سر اصول و نقش‌ها: "بايد در اين مورد از من حمايت كني."
- اختلاف بر سر خلق و خوي شخصي. مانند: "تو تنبل و بي‌ملاحظه‌‌اي"، "تو بداخلاق هستی" ، "تو آدم ولخرجي هستي".
زوج‌هاي خوشبخت چه كار مي‌كنند؟
زوج هایی که در زندگی خوشبخت هستند از رفتارهای آزار دهنده و اشتباهات کم اهمیت همسرشان چشم پوشی می کنند و هر رفتار همسرشان را مثبت تلقي مي‌كنند! و این مساله باعث می شود که این چنین زوجی در چگونگي حل و فصل اختلافاتشان بسیار توانا باشند .
بنابراین طرز تلقي ما از هر رفتار بجا و نابجای همسرمان تاثیر بسیار زیادی در ایجاد اختلاف و خاتمه دادن به آن دارد .
به عنوان مثال، آقاي خانه در راه بازگشت به خانه خرید میوه را فراموش می کند ؛ حال اگر اين زوج با هم خوشبخت باشند، همسرش اين اتفاق را كم اهميت تلقي مي‌كند و می داند كه به علت شرايط خاصي روي داده است. با خود مي‌گويد كه حتما ذهن همسرش به چيز ديگري مشغول بوده و فراموش كرده میوه بخرد. و اگر خرید میوه ضروری باشد از وی می خواهد که به طریقی فراهم نمایید . و دیگر زمینه برای بروز یک اختلاف و ناسازگاری بوجود نمی آید .
اما در مورد دیگر زوجها ممكن است اين مساله به اين سادگي خاتمه پیدا نکند. بعبارتی خانم، ممکن است اين كار همسرش را به عنوان جنبه ي منفي، بسيار جدي‌تري از شخصيت او تلقي كند و شوهرش را شخصي بی مسئولیت، بي‌ملاحظه و تنبل بداند. به همين صورت رفتارهاي مثبت وی مثل هديه دادن نيز ممكن است را به شكلي منفي تعبير کند که هنگامی که هدیه ای به من می دهد،حتماً از من چيزي مي‌‌خواهد! در حالی که می شود با ديد مثبتي نگريسته شود که شوهرم خيلي با احساس است و مرا دوست دارد.
در واقع زوج‌هاي ناراضي معمولا ديدي كاملا منفي و بدبینانه نسبت به رفتار همسرشان دارند، حتي وقتي رفتار همسرش طوري است كه معمولا آن را مي‌پسندد (مثلا وقتي از او تعريف مي‌كند)، که البته تعجبي هم ندارد كه اين نوع نگرش باعث وخیم تر شدن اوضاع و نارضايتي هر چه بيشتر در آنها مي‌شود. در حالی که در مقابل، زوج‌هاي راضي ديد مثبتي نسبت به رفتار همسر خود دارند، حتي وقتي به طور معمول چنين رفتاري را نمي‌پسندند، و اين مساله باعث بهبود رابطه و رضايت هر چه بيشتر آنها مي‌شود.

به بعبارتی دیگر زوج‌هاي ناراضي هر رفتار ناپسند همسرشان را:
- از خصوصيات شخصيتي او مي‌دانند (دروني).
- طولاني مدت و همیشگی مي‌دانند (پايدار).
- رفتاري مي‌دانند كه در زمينه‌هاي ديگر رابطه نيز وجود خواهد داشت (كلي).
و اين در حالي است كه زوج‌‌هاي راضي واكنشي كاملا بر عكس نشان مي‌دهند؛ يعني زوج‌هاي راضي هر رفتار ناپسند همسرشان را:
- وابسته به شرايط است نه شخصیتش (بيروني).
- جزء رفتار معمول و هميشگي او نمي‌دانند (ناپاپدار).
- فقط در همان مورد خاص وجود دارد (جزيي).
و رفتار پسنديده ي همسران از ديد آنها:
- از خصوصيات شخصيتي اوست (دروني).
- تكرار‌پذير است (پايدار)
- و احتمال دارد در ديگر موارد نيز روي دهد (كلي).
طرح مثال 1: فرض مي‌كنيم خانم خانه البسه ‌را اطو نکرده است. اين رفتار ناپسند از ديد يك زوج ناراضي به اين صورت توصيف مي‌شود:
- او به من و زندگی اهمیت نمی دهد (دروني)
- در اين مدت اين چهارمین بار است كه كارش را انجام نمي‌دهد (پايدار)
- وظايف ديگرش را هم درست انجام نمي‌دهد (كلي).
اما يك زوج راضي مي‌گويد:
- حتما گرفتاری اش زياد است (بيروني)
- بيشتر وقت‌ها كارش را سرموقع انجام مي‌دهد (ناپايدار)
- وظايف ديگرش را هم خوب انجام مي‌دهد (جزيي).
طرح مثال 2 :در مورد رفتار مثبت و پسنديده نيز قضيه به همين صورت است. فرض كنيد آقاي خانه يك جعبه شكلات براي همسرش خريده است .
زوج ناراضي مي‌گويد:
- حتماً خواهرش به او گفته که بخرد (بيروني)
- اين کار اولين و آخرين بارش بود (ناپايدار)
- بدین وسیله مي‌خواسته نظرم را جلب كند تا بتواند با دوستانش تا ديروقت بيرون بماند (جزيي)
اما نظر زوج راضي:
- خيلي سخاوتمند و بامحبت است (دروني)
- هميشه هديه‌هاي غيرمنتظره به من مي‌دهد (پايدار)
- مثل دفعه پيش كه يك جشن کوچکی تدارك ديده بود (كلي).
به این نتيجه می توان رسید كه اين نوع نگرش‌ها باعث بهبود و ارتقاي كيفيت هر چه بيشتر رابطه زوج‌هاي راضي، و تخريب و ضعیف تر شدن رابطه و ايجاد درگيري بيشتر در زوج‌هاي ناراضي مي‌شود.
اين بررسي نشان مي‌دهد كه هنگام حل اختلافات، نه تنها بايد نحوه نگرش خود به شرايط موجود و رفتار طرف مقابل را اصلاح كنيم، بلكه بايد بدانيم آيا اين نوع نگرش در حال تخريب رابطه است و يا به بهبود آن مي‌انجامد. با شناخت نحوه برداشت خود و اصلاح آن در واقع مي‌توانيم به بهبود رابطه، صميميت و رضايت هر چه بيشتر خود كمك كنيم.
مهم : برخي وجود اختلافات را جنبه‌اي منفي از روابط بين همسران مي‌دانند، اما بايد بدانیم كه اختلافات هم مي‌توانند نقش مثبت و سازنده‌اي داشته باشند، چرا كه فرصت شفاف‌سازي تفاوت‌ها و گفت‌وگو در مورد نقش‌هاي هر يك از طرفين در يك رابطه را فراهم می آورد. زوج‌هايي كه در همان سال‌هاي اول زندگی و مراحل ابتدايي رابطه، اين مسايل بحث بر‌انگيز را حل و فصل كرده و پشت سر مي‌گذارند، در طول زندگی كمتر دچار مشكلات و درگيري‌هاي جدي خواهند شد. پس اگر صحبت در مورد اختلافات و اقدام براي حل و فصل‌آنها هر چه زودتر انجام شود، احتمال اين‌كه كار به جاهاي باريك بكشد كمتر مي‌شود. تنها كاري كه بايد كرد اين است كه از وجود اختلافات و بيان آنها نهراسيم، آنها را بپذيريم و بعد راه‌حلي براي كنار آمدن با آنها پيدا كنيم. مهدی/شهریورماه۸۸
منبع روی خظ عشق

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر