بعد از پایان یافتن مراحل نبرد، امیرالمؤمنین علی اقدام به گشتن در میان کشتگان نمود. شاھد عینی این ماجرا میگوید: علی را دیدم که سوار بر شھباء، یعنی استر رسول خدا بود و در میان کشتگان میگشت.(1) آن ھنگام که وی در میان کشتگان میگشت اشتر ھم با وی بود، در ھنگام گشتن به جنازه ای رسید که متعلق به یکی از قاضیان و عابدان مشھور شام بود . اشتر و به روایتی دیگر عدی بن حاتم گفت: ای امیر مؤمنان آیا حابس(2) ھم با آنان بود؟ به خدا قسم او مؤمن بود. علی گفت: او امروز ھم مؤمن است. شاید این مرد مقتول ھمان قاضیی باشد که نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: خوابی دیده ام که مرا آشفته ساخته است. عمر گفت: چه دیدی؟ آن فرد گفت: خورشید و ماه را دیدم که با ھم می جنگند و ستارگان دو دسته شده و نصفی در کنار خورشید و نصف دیگر در کنار ماه ھستند. عمر گفت: خداوند متعال میفرماید: و شب و روز را دو پدیده قرار دادیم، و آنگاه پدیده شب را محو، و پدیده روز را روشن گرداندیم، تا از فضل پروردگارتان [روزی خویش را] بجویید، و شمار سالها و حساب [هر چیز] را بدانید، و هر چیز را به خوبی روشن ساختهایم... 12 الإسراء
پس برو، به خدا قسم دیگر برای من کاری انجام نخواھی داد. راوی میگوید: به من خبر رسید که او در صفین در سپاه معاویه بود و کشته شد.(3) علی در میان کشتگان سپاه خود و معاویه ایستاد و گفت: خداوند شما را بیامرزد، خداوند شما را بیامرزد. وی این سخن را در مورد کشتگان دو طرف بیان نمود.(4) از یزید بن أصم روایت است که گفت: وقتی که علی و معاویه با ھم صلح کردند علی بیرون رفت و در میان کشتگان راه رفت و میگفت: اینان در بھشت ھستند. سپس به سوی کشتگان سپاه معاویه رفت و گفت: اینان در بھشت ھستند و این موضوع- یعنی این جنگ- به من و معاویه بر می گردد.(5) ھمچنین در مورد آنان میگفت: آنان مؤمن ھستند.(6)
این سخنان علی در مورد حاضران در صفین، تقریبا مانند سخن وی در مورد کسانی است که در نبرد جمل حضور یافتند.(7)
[1]- مصنف ابن أبی شیبة.
[2]- حابس بن سعد طائی. وی از مخضرمین بود و در نبرد صفین به قتل رسید.
[3]- مصنف ابن أبی شیبة11/74. سند آن منقطع است.
[4]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص250.
[5]- مصنف ابن أبی شیبة15/303. سند آن حسن است.
[6]- تاریخ دمشق1/329-331؛ خلافة علی، ص251.
[7]- خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص251.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر