قاتلانعثمانتمایلزیادیبه استمرارجنگمیاندوطرفداشتندتابدینطریقدوگروهازبینرفته و نیرویآنانضعیفشودونتوانندآنانراقصاصومجازاتکنند. به ھمین دلیل وقتی دیدند که مردم شام قرآنھارابالامیبرندوعلیدرخواستآنانراقبولمیکندو دستور توقفجنگوخونریزیرامیدھدبه شدتبه ھراسافتادند. به ھمین دلیل تلاش کردند علی را از این تصمیم خود منصرف سازند، اما با این وجود جنگمتوقفشدوآناندرکارخوددرماندهشدندوچاره ایجزخارجشدنازفرمانعلینیافتندواستراتژی را ساختند وبه دورازدوگروهتحصنکردند. نکته عجیب این است که مؤرخین به راحتی از
کنارکاراینگروهدراینمرحله گذشته اندوآنراموردمداقه قرارنداده اند،آنچنانکه آناندرجنگجملھم چنینکاریراکرده بودند. این در حالی بود که آنان در سپاه علی حضور داشتند. ھمچنین توجھی به راز ناکامی وشکستگفتگوھاییکه چندینماهبه طول انجامید وھمچنیننقشیکه ممکناستقاتلانعثمانبرای ناکامگذاشتنھمه تلاشھابرایبرقرایصلحمیاندوگروه ایفاکردهباشند،نکرده اند،زیراصلحعلیومعاویه درواقع صلحواتفاقآنانریختنخونآنانبودوعاقلانه نبودکه آناندرنبردجملبرای افروختن فتنه تلاش کنندوآنرادرنبردصفینترکنمایند.(1)
[1]- أحداث و أحادیث فتنة الهرج، ص147.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر