(1)بیشتر صحابه و تابعین از سخن رسول خدا به عمار "گروھی طغیانگر تو را میکشند" (2)چنین فھمیده اند که منظور از آن گروه طغیانگر، سپاه معاویه است، اما با این وجود معاویه و سپاھیانش در اجتھاد خود معذور میباشند. پس آنان دنبال حق بودند اما به حق نرسیدند و چنان که رسول خدا میفرماید، گروه علی به حق اولی بودند.(3) گرچه ائمه تأویل معاویه را نپسندیده اند- چنان که ذکر خواھد شد- اما آنان او را در اجتھاد خود معذور میدانند، از جمله ابن حجر میگوید: آنان را به بھشت فرامیخواند و آنان او را به جھنم. (4)
اگر گفتھ شود: عمار در صفین و ھمراه علی کشته شد و کسانی که او را کشتند ھمراه معاویه بودند و در کنار معاویه عدهای از صحابه حضور داشتند. پس چگونه برای آنان جایز است که به جھنم دعوت کنند؟ جواب این است: آنان ظن این را داشتند که به بھشت دعوت میکنند و مجتھد بودند و به خاطر تبعیت آنان از ظن خود مورد سرزنش نیستند. پس منظور از دعوت به بھشت، دعوت به سبب آن، یعنی اطاعت از امام است. ھمچنین عمار آنان را به اطاعت از علی دعوت کرد که در آن ھنگام امام واجب الطاعه بود، اما آنان به خلاف آن دعوت میکردند، لکن آنان به خاطر تأویلی که به آن رسیده بودند معذور ھستند.(5)
قرطبی میگوید: امام ابوالمعالی در کتاب الإرشاد میگوید: فصل... علی در ولایتی که بر مسلمانان داشت امام حق بود و کسانی که با او میجنگیدند طغیانگر بودند. حسن ظن به آنان مقتضی این است که به آنان قصد خیر شود، گرچه آنان در رسیدن به آن به خطا رفته باشند(6) ھمچنین میگوید: علی در جواب سخن معاویه گفته است: اگر این سخن معاویه راست باشد، بنابر این اینکهرسول خدا حمزه را به نبرد أحد برد، در واقع او را به قتل رسانده است. این سخن علی در واقع الزام است -یعنی الزام معاویه- و جوابی از جانب او نیست و حجتی است که اعتراضی بر آن وارد نیست. این را امام حافظ ابوالخطاب بن دحیه گفته است. (7)
ابن کثیر میگوید: اینکه معاویه گفت " کسی عمار را کشت که او را نزد شمشیر ھای ما آورد" تأویل بسیار بعیدی است، زیرا اگر چنین باشد امیر سپاه قاتل کسانی خواھد بود که در راه خدا میجنگند، زیرا امیر سپاه آنان را به جلوی شمشیرھای دشمنان میبرد.(8)
ابن تیمیه میگوید: من سراغ ندارم که کسی از اصحاب ائمه اربعه و امثال آنان از اھل سنت به این قول قائل شده باشد، لکن بسیاری از مروانی و موافقانشان به این قائل شده اند.(9)
ابن قیم در تعلیقی بر این تأویل میگوید: آری، تأویل باطل تأویل مردم شام از سخن رسول خدا در مورد عمار است که فرموده بود "گروھی طغیانگر تو را میکشند"(10) و گفتند: ما او را نکشتیم بلکه کسی او را کشت که او را آورد و میان نیزهھای ما قرار داد، این تأویلی باطل و مخالف با حقیقت و ظاھر لفظ است، زیرا کسی او را کشت که مستقیماً موجب قتل او شد، نه کسی که او را به کمک خود خواند. (11)
[1]- مسند أحمد2/206. سند آن حسن است.
[2]- صحیح مسلم، شماره2916.
[3]- معاویة بن أبی سفیان، ص120-214.
[4]- صحیح البخاری، شماره447.
[5]- التذکرة2/222.
[6]- همان223.
[7]- همان.
[8]- البدایة و النهایة6/221.
[9]- منهاج السنة4/406.
[1]- صحیح مسلم، شماره2916.[1]- الصواعق المرسلة1/184-185.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر