بعد از دریافت نامه معاویه توسط امیرالمؤمنین علی، خلیفه تصمیم گرفت به جنگ با مردم شامبرود. پس نامه ھای به قیس بن سعد در مصر نوشت و در آن از او خواست که مردم را برای جنگ بامردم شام تشویق و دعوت کند. ھمچنین نامه ھایی به این مضمون به ابوموسی در کوفه و عثمانبن حنیف نوشت و برای مردم سخن راند و آنان را به این امر تشویق کرد و عزم تجھیز سپاه کرد و ازمدینه خارج شد و بن عباس را به جای خود بر مدینه گمارد. او قصد این را داشت که به وسیله کسانی که از او اطاعت کرده اند با کسانی که از وی اطاعت نمیبرند و ھمراه با دیگرمردم با او بیعت نکرده اند بجنگد. در این اثنا فرزندش حسن نزد وی آمد و گفت: پدر جان از این کارصرفنظر کن، زیرا این موجب ریختن خون مسلمانان و ایجاد اختلاف در میان آنان میشود. اما علیآن را نپذیرفت و تصمیم به جنگ گرفت و سپاه را آرایش داد و پرچم را بدست محمد بن حنفیه داد وعبدلله بن عباس را بر سمت راست سپاه و عمر بن أبی سلمه را بر سمت چپ سپاه گماشت.
گفته اند: عمرو بن سفیان بن عبدالأسد را بر سمت چپ گماشت. ھمچنین ابولیلی بن عمر بنجراح برادر زاده ابوعبیده جراح را بر مقدم سپاه قرار داد و قثم بن عباس را جانشین خود در مدینھکرد. ھمه چیز مھیای این بود که علی مدینه را ترک کرده و به شام برود، اما ماجرای طلحه و زبیر وخروج آنان به بصره و نبرد جمل روی داد و ھمین موضوع علی را به خود مشغول داشت. 1
[1]- البدایة و النهایة7/240-241
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر